﮼ مَهـــدا ﮼
یه افسانه هست که میگه: اگه تو این زندگی ارزویی براورده نشده داریم و رویای واقعی نشده ای داریم حتما
یه افسانه هست که میگه:
اگه یهویی یه برگی روت بیوفته به این دلیله که یکی از ارزوهات به زودی براورده میشه
دوست داشتن کسی که دوست نداره
مثل بغل کردن کاکتوسه
هر چی محکم تر بغلش کنی
بیشتر آسیب میبینی .
هدایت شده از
یه اسمایی همیشه کنار هم دیده میشن که
صاحاب اون اسما خیلی از هم دورن.
ʜʏᴘᴏᴘʜʀᴇɴɪᴀ
تمومهحرفدلموبهتروزبهبمانیزدهاونجاکه
میگه : « منازوقتیتورودیدمزمانیکثانیه
امنگذشت !مگهمیشهتورودیدوبهقبلدیدنت
برگشت. . (؛ »
به حدی آدمای دور وبرم رو محدود کردم که
وقتی گوشیم زنگ میخوره
پیشاپیش میدونم کیه . .
داروی درد آدَما نہ قُرصه نہ شربَت
نہ هیچ چیز دیگہ .
دارویادما فقط یہ ادَمہ دیگس ؛
همون ادَمی کہ وَسط درس خوندَن
یا وَسط کارکردن میاد تو ذهنِت !
هَمونی کہ بافکرکَردن بِهش
یہ مُنحنی زیبا روصورَتت شِکلمیگیره ^^
همونی کہ وَقتی حالت بَده با تصور بغلش
حالِت خوب میشہ . .
همونی کہ الان داری بخاطرش ، زِندگی میکُنی ، ، !
اره داروی درد ادما ؛ یہ آدم دیگس
اینو هَمہ میدونَن هَمہ . . : )