تمومهحرفدلموبهتروزبهبمانیزدهاونجاکه
میگه : « منازوقتیتورودیدمزمانیکثانیه
امنگذشت !مگهمیشهتورودیدوبهقبلدیدنت
برگشت. . (؛ »
به حدی آدمای دور وبرم رو محدود کردم که
وقتی گوشیم زنگ میخوره
پیشاپیش میدونم کیه . .
داروی درد آدَما نہ قُرصه نہ شربَت
نہ هیچ چیز دیگہ .
دارویادما فقط یہ ادَمہ دیگس ؛
همون ادَمی کہ وَسط درس خوندَن
یا وَسط کارکردن میاد تو ذهنِت !
هَمونی کہ بافکرکَردن بِهش
یہ مُنحنی زیبا روصورَتت شِکلمیگیره ^^
همونی کہ وَقتی حالت بَده با تصور بغلش
حالِت خوب میشہ . .
همونی کہ الان داری بخاطرش ، زِندگی میکُنی ، ، !
اره داروی درد ادما ؛ یہ آدم دیگس
اینو هَمہ میدونَن هَمہ . . : )
کاش میشد ایران رو بغل کرد یا چه میدونم
گذاشت توی چمدون و برد یه جای دیگه.
واسش چای نبات درست کنیم و روی سرش
دست بکشیم و بگیم
همهچیز درست میشه..
شنیدی میگن به حرف نیست به عمله!؟
واقعا به عمله!مهم نیست چند بار بگن ببخشید،وقتی همون کار رو برای بار پنجم تکرار میکنه،دیگه ببخشید هیچ معنایی نداره ....
از دفعه دوم به بعد اسمش نمیشه اشتباه
میشه انتخاب !