هدایت شده از _
وَھ لبخند، میخام بعد مدتها بهتون تقدیمی بدم
از اشعارِ موردعلاقم. با توجه بہ وایبِ چنلتون
چند بیتی تقدیمتون میکنم🤍 ^-^
* و ایگنورکردنِ اشتیاقم مطلوب نیست ..
من واقعا هر کی پشت سر من حرف میزنه راضیم ازش.
حق داره واقعا، خیلی حال میده غیبت کردن اونم راجع به کسی که دوس داری شبیهش باشی ولی نمیتونی، یا شایدم دوس داشتی باهاش باشی ولی آدم حسابت نکرده و گند زده به سر تا پات.
و بعضی وقتا من بغض دارم و میخوام گریه کنم.
بدون هیچ دلیلی گریه کنم. فقط چون خستم. از همه چیز و همه کس خستم.
یجایی خوندم نوشته بود: "معذرت خواهی باید به اندازه همه ی بی احترامیایی که تو دعوا شده پر سر و صدا باشه." و این منطقی ترین و درست ترین تکستی بود که تاحالا خونده بودم.
﮼ مَهـــدا ﮼
یه جمله عاشقانه لُری هست که میگه : «هَرکی نارَه چی تُونی ذوقِش وِ چینَع؟» معنیش اینه که : هر کی ک
در شهر خرم آباد هر کسی به هنگام غروب از جلوی دکان کسی عبور کند به جای سلام میگوید:
چراغ روشِه "چراغت روشن " و طرف مقابل هم جواب میدهد چراغِ دلت روشِه "چراغ دلت روشن"
چراغ دلتون همیشه روشن(:
فقط اونجایی که شاملو به آیدا میگه :
بالاخره خواهد آمد. آن شبهایی که تاصبح در کنار تو بیدار بمانم. سرت را روی سینه ام بگذارم و به تو بگویم که درکنارت چقدر خوشبختم. چقدر تو را دوست دارم. چه قدر به نفس تو در کنارم احتیاج دارم. چه قدر حرف دارم که با تو بگویم. افسوس همه حرفهای ما این شده است که تو به من بگویی "امروز خسته هستی" یا "چه عجب امروز شادی؟" و من به تو بگویم که : "دیگر کی می توانم ببینمت ؟" و یا تو بگویی : "می خواهم بروم. من که باشم به کارت نمیرسی." من بگویم : "دیوانه زنجیری حالا چند دقیقه دیگر بنشین."