مثلِ اون شعر حسین منزوی که میگه :
''شبیه بغض نوزادی که ساعت هاست میگرید
پُر از حرفم کسی اما زبانم را نمی فهمد .
کاش
یکی بهمون یه خبر خوب بده
از اونایی که داد بکشیم
واااای باورم نمیشهههه ...
هدایت شده از 🌚:)
- چطوری فهمیدی دوستش داری ؟
+ وقتی ناراحتش کردم، خودم بیشتر ناراحت شدم .
زندگی مثل دیکته نوشتنه
مهم نیست چندتا درست نوشتی
با تعداد اشتباهاتت قضاوت میشه
جالبش اونجاست اونى كه ديكته نمی نويسه
هيچ غلطی هم نداره
یه بخشی از وجودم میخواد زندگی کنه ، میخواد تلاش کنه ، میخواد کم نیاره ، میخواد خوش بین باشه ، انرژی مثبت بده ، قشنگیارو ببینه
ولی یه بخشی از وجودمم میخواد نباشه ، میخواد بهم ثابت کنه همه تلاشام بیهودست، تهش هیچی نیست ، تهش پوچه ، تهش خالیه ، همه چی تاریکه ، تهش مرگه
بعضی وقتا زور یکی به اون یکی میرسه بعضی وقتام زور اون یکی
منم گیر کردم این وسط
نمیدونم واقعا حالم خوبه یا تو افسرده ترین حالت ممکنم..