اگه بخوام بگم راجب بودنت، باید بگم تو برام مثلِ: یه عالمه هودی توی پاییز،مثل یه شیر کاکائو داغ وسط هوای سرد، مثل حسِ گرفتن دستات وسط بارون،مثل بلیط یه طرفه ی بدون برگشت، مثل حسِ هیجان شبِ اردو، مثل حس کردن بوی دریا قبل از دیدنش، مثل چیزای قشنگ و کوچیکی که همیشه با دیدنشون خوشحال میشی هستی.
چرا یه واژهی میانه بین "چشم" و "باشه" نداریم؟
چشم که زیادیه باشه هم با غریبه یه جوریه.
من معشوقه خوبی نیستم!
اما یک نفر را با تمام نا بلدی هایم خیلی دوست دارم...خیلی