انقد احساساتم نادیده گرفته شد که الان نمیتونم هیچ حرفی بزنم ، احسآسات به خرج بدم و حال کسی رو خوب کنم .. سرد و یخ شدم .. احساساتم مرده .. اگه قبلا میتونستم حرف بزنم ، دیگه الان همونم نمیتونم .. اینجاس که میگه : اگر کلمه بودی ؟ خسته ، فرتوت ، آشفته ، نگران ، بیتاب ، غمزده .. ولی امیدوار ، امیدوار ، امیدوار ..
واقعا چه دلیلی میتونه داشته باشه ک هرچی رابطه طولانیتر میشه، میزان توجهتون به طرف مقابل کمتر میشه ؟
کمتر اهمیت میدین،
کمتر محبت میکنین،
تکراری میشیم براتون؟؟؟
+میبینی یه چیکه آب میفته تو روغن چه جلز و ولزی راه میندازه؟؟؟
بعضی حرفا همچین کاری با دلت میکنن...!
چی میتونه غم انگیزتر از این بیتِ شهریار باشه:
" آزرده دل از کوی تو رفتیم و نگفتی
کی بود؟ کجا رفت؟ چرا بود و چرا نیست..."