یه درونگرا تو دلش باهاتون حرف می زنه، فحش می ده، متنفر می شه، دوستتون داره، گريه می كنه، می خنده، قضاوت می كنه، خودشو برای قضاوت سرزنش می كنه، قهر می كنه، آشتى می كنه ، جوابتونو میده و با خودش ساعت ها کلنجار می ره. فقط تو دلش.
و شما فقط میبينيد كه اون داره بهتون لبخند میزنه
قدیما یه دوستی داشتم،
هر موقع که حالشو میپرسیدم
و حالش بد بود میگفت: شبم!
میگفتم: یعنی چی؟
میگفت:
دلم تاریکه ولی آرومم، مثل ستارهها..
به مردم لبخند میزنم،
نمیذارم بقیه حالمو بفهمن...
چقد شب بودیم و کسی نفهمید...
تراپی جلسه ای ۵۰۰ هزار تومن؟
نه ممنون. زنگ میزنم دوستم غیبت میکنیم، باهم آهنگ میخونیم، ۷ صبح با کلی فاصله میریم بیرون، غذا میخوریم، میریم کالاف، قهوه درست میکنم، فیلم میبینم، آهنگ دوپس دوپسی گوش میدم، کتاب میخونیم،
با کلی شمع و عود مدیتیشن میکنیم،
به زمین و زمان فحش میدیم، در نهایت آخر شب یاد بدبختیامون میوفتیم و خوب نمیشیم ولی یکم یادمون میره :)
گفت اونی که یادت بیوفته که فایده نداره ، دنبال اونی باش که همیشه تو یادش بوده باشی
پیشرفت کردن همیشه به کار کردن و پول جمع کردن نیست
همین که دور آدم های بدرد نخور خط بکشی
بزرگترین پیشرفته..