با این جمله انیشتین خیلی حال میکنم
میگه:
هر احمقى مىتواند بداند مهم فهميدن است.
همیشه دلتنگی به خاطر نبودن شخصی نیست
گاه به علت حضور کسی در کنارت است که
حواسش به تــو نیست.
شما نمیتونی هیچ بحثیو با دخترا ببری
حتی موقعی که همچی داره به نفعت پیش میره کار اشتباهیو که بیست روز و ده ساعت و سی و دو دقیقه پیش انجام دادیو میاره وسط همچیو به نفع خودش تموم میکنه
از استادی پرسیدند . . .
آیا قلبی که شکسته ، باز هم می تواند عاشق شود؟
استاد گفت : بله می تواند !
پرسیدند ؛ آیا شما تاکنون از لیوان شکسته آب خورده اید ؟
استاد پاسخ داد : آیا شما بخاطر لیوان شکسته از آب خوردن دست کشیده اید!؟
در بعضی چیزها حقِ انتخاب ندارم
مثل زمانِ تولد
مثل مادر و پدر
مثل نام
مثل زمانِ مرگ
مثل چه اندازه دوست داشتنِ تو:)
یه "قربونت برم" ساده
نه اونُ پررو تر میکنه نه تورو کوچیک
یه "دوست دارم" ساده موقع خداحافظی
نه اونو پر توقع میکنه نه تورو بدهکار
یه "چقدر خوشگل شدی امروز" خشک و خالی نه اونو هوایی میکنه نه تورو بی غرور!
اوجِ مغرور بودن اونجاست که واسه آدمی که واقعا دوسِش داری بی غرور ترین آدم دنیا باشی. ( چقدر خوب میشه درک کنین )
میدونم درکش سخته ولی من به طورِ همزمان هم درونگرام، هم برونگرام، هم وحشی ام، هم خجالتی ام، هم دلسوز و مهربونم، هم سردم، هم دلم میخواد برم بیرون، هم تنهایی رو دوست دارم، هم اجتماعی ام، هم غار نشینِ تنها
-دوستت دارم.
+امروز بیشتر از دیروز؟
-آره،اما نه به اندازه ی فردا
اینجوری عاشقی کنیم…