اگه ازم بپرسن قشنگترین واژهای که یاد گرفتی چیه؟
میگم پذیرش...
پذیرفتن شرایط با تمام سختیهاش
پذیرفتن آدما با تمام نقصهاشون
پذیرفتن اینکه مشکلات هست ولی باید ادامه داد
پذیرفتن اینکه گاهی اشتباه میکنم
پذرفتن اینکه من کامل نیستم
داشتن پذیرش یعنی پایان دادن تمام دعواها و اختلافها
مثل جناب سعدی دلبری کنید :
خستگانت را شکیبایی نمانْد
یا دوا کن ، یا بکُش یکبارگی !
قشنگ ترین قستمش اینجاست زمانی پیدات کردم که اصلا دنبال کسی نمیگشتم!
از همه خسته بودم حال و حوصله ی هیچکیو نداشتم ولی خدا تورو توی بهترین زمان آورد تو زندگیم!
و چقدر خوبه که وسط شلوغی های این زندگی پیدات کردم تا دوست داشته باشم؛
و این می ارزه به گم کردنِ همه:)
یه جا خوندم نوشته بود شما فکر میکنید که از گیاهان استفاده میکنید،
ولی در اصل اونا بهتون غذا میدن اکسیژن میدن، پرورشتون میدن و آخر سر میمیرید کود میشید و ازتون استفاده میکنن :)
حالم خوبه اما خنثی ام!
نه خوشحالم نه ناراحت . . .
اما دلم گرفته.
نمیدونم به چی یا به کی فکر کنم...
که حداقل یکمی آروم بشم.
حتی نمیتونم حالمو توضیح بدم!
خنثی ام.
اما به اندازه کل دنیا فکرم درگیره :)
یاد گرفتم که وقتی کنار ادم درست قرار بگیری، رشدمیکنی.
هرکسی که به اسم عشق و محبت، نمیزاره برسی به چیزایی که میخوای،
آدم تو نیست!