من آدمیم که هرکاری میکنم تا رو لبات خنده بیاد
اینکه باهات راحتم و تموم تلاشمو میکنم تا یه لحظه خندتو ببینم برای اینه که برام مهمی،خوشحال بودنت برام مهمه
اما اینم بدون من میتونم جوری باهات رفتار کنم که از شدت غرورم تموم بدنت از سرمای وجودم یخ بزنه.
باب اسفنجی:
تا حالا شده به خاطر اینکه به کسی خوبی کردی بعدش پشیمون شی؟
پاتریک:
نه! من اون لحظه خودم بودم!مگه آدم بابت خودش بودنم پشیمون میشه؟
مىگفتی «شبت خوب جان من»
بيشتر از خوب بودن شب
انديشهى اينكه جان تو هستم در من ريشه مىكرد و سبز میشد...
شبت خوب جان من :)