در فاصلهی میان هجرانت
تا وصال
در من
چیزی میشکند
که هیچگاه ترمیم نخواهد شد..
در حقیقت مهارت اصلیم ناراحت نبودن نیست
وانمود کردن به ناراحت نبودنه
اونم در حالی که از درون دارم فرو میپاشم…
چه آدم هایی که فقط نیاز داشتن به شنیده شدن، یک نفر که از روزت براش بگی، از اتفاقهایی که ذوق تعریفشو داشتی، کسی نبود، انقدر نبود که ذوق تعریف کردنش هم رفت، انقدر که دیگه دلت نخواست حرف بزنی...
واقعا دوسش داری مگه نه؟
این یه سوال روانشناسیه که بدون بردن اسم باعث میشه یه فرد خاص بیاد تو ذهنت...!:)
ینی حتی اگه شاعر به صراحت می گفت:
عزیزم دلم برات تنگ شده بیا بریم بیرون کافی شاپ!!!
باز معلم ادبیات میگفت:
منظور شاعر عشق به خداوند است :)