خدا می گوید:
نگو بدون آن نمی توانم زندگی کنم
تو را بدون آن هم زنده نگه می دارم
و فصل عوض میشود
شاخه درختانی که سایه می افکنند خشک می شوند
صبر لبریز می شود
یار را که جان و دلت بود، غریبه می شود
و ذهنت متعجب می شود
دوستت تبدیل به دشمن می شود
دشمن برمی خیزد و تبدیل به دوستت می شود
دنیای غریبی ست
هر چیزی را که می گویی نمی شود اتفاق می افتد
می گویی نمی اُفتم، می اُفتی، سقوط می کنی
می گویی غافلگیر نمی شوم، غافلگیر و متعجب می شوی
عجیب ترینش هم این است که،
می گویی مُردم، اما باز هم زنده می مانی... :)
بعضیا خیلی حیفن واسه دور بودن..
واسه مجازی بودن!
کاش میشد از تو صفحه ی مجازی کشیدشون بیرون گفت واقعا تو جایی خیلی از آدمای واقعی زندگیم می ارزی:)
کاش میشد بعضی از آدمای واقعی زندگیمو بدم تا شمارو کنارم داشته باشم
آدمایی ک تظاهر به قوی بودن میکنن یه جا خیلی بد میشکنن.
واسه حرفایی ک باید میزدن اما نزدن و ریختن تو خودشون.
واسه احساساتی ک باید نشون میدادن اما سرکوب کردن
واسه آدمایی ک نباید اجازه میدادن برن ولی مجبور به بدرقشون شدن...
ولی ما هممون حقمونه کسی رو داشته باشیم که کنارش
یه "رویای مشترک" داشته باشم..:)
برای آدما
به قدری حضور داشته باش
که فکر نکنن
وجودشون معجزه
و نبودشون فاجعست...
آدم نیاز داره بدون اینکه چیزی رو یادآوری کنه، دیده بشه.
کسی که بخوای هی بهش بگی منو ببین، بهم توجه کن، منو دوست داشته باش مفتِ خدا نمیارزه =)