ادبیات فارسی نباید یه ترکیب بالاتر از «قربونت برم» داشته باشه؟ یعنی ته زورت این بود؟ همین چیزها باعث میشه آدم دست به چاقو بشه بگه ببین این ادبیات کم آورد مجبورم عملی قربونت برم.
میخوای بمیری؟
خودتو بنداز تو دریا ببین چجوری واسه
زنده موندن تقلا میکنی
تو نمیخوای بمیری
میخوای چیزی که درونت هست و بکشی.
یه مرحله از زندگی هم هست که بهش میگن:
«بی تفاوتی ناشی از صبر بیش از حد»
اینجوریه که دیگه مثل گذشته واسه نبودن ها بی قراری نمیکنی،
بابت دیر جواب دادن ها ناراحت نمیشی، حساسیت هات کمتر میشه،
حسودی کردنات کمرنگ تر میشه
و قبول میکنی که گاهی وقتا آدما رو باید با لیاقتشون تنها بذاری..
ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﯾﺎ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ؟!
ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﯾﻌﻨﯽ می خواﻫﻤﺖ؛
ﭼﻮﻥ ﻣﻔﯿﺪﯼ
ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ ﯾﻌﻨﯽ می خوﺍﻫﻤﺖ؛
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﻔﯿﺪ ﻧﺒﺎﺷﯽ
به کسی که دوستش داری
دلبسته باش نه وابسته …
وكما يكون قلبُك تكون الدُنيا في عينيك.
«قلبت هر شکلی باشد،
دنیا آنگونه به چشمت میآید.»