میگفت:
«سخت ترین بخش خودشناسی روبرو شدن با زخم هاییه که نقشی در بوجود اومدنشون نداشتی، اما مسئولیت ترمیم کردنشون با توئه»
چقدر درست میگفت..:)
تو تنها کسی هستی از چت باهاش خسته نمیشم و حتی نمیفهمم این همه زمان با لبخند خیره به صفحه گوشی چطوری میگذره…
عشق نه قیافه میخواد ، نه تیپ میخواد ، نه پول...
عشق فقط دوتا آدم میخواد ...
تاکیید میکنم آدم ..."
من تو را به جان می خوانمت.
به دل می نشانمت.
به عشق می دانمت.
به غزل می سُرایمت.
به ماه می پندارمت.
به مهر می جویمت.
آری من تورا دوست دارم
با تمامِ نابودی هایم..
چطوری یهو وسط چت خوابتون میبره؟
من تا از اپ ها بیرون نیام و قفلشون نکنم ، نتمو خاموش نکنم ، چک نکنم چیز اضافیای روشن نباشه یا اپی باز باشه، قفلش نکنم ، بوسش نکنم و یجای مطمئن نزارم نمیتونم بخوابم
«تولد من تویی و پیش از تو یاد نمی آورم که وجود داشتم»
و به نظرم یکی از نزدیکترین تجربه ها به این متن رو شاملو داشته...
شاملویی که قبل از آشنایی با آیدا ظاهرا میخواسته خودکشی کنه...
و پس از اومدن آیدا به زندگیش نوشت:
آیدا فسخِ عزیمتِ جاودانه بود...