من تو را به جان می خوانمت.
به دل می نشانمت.
به عشق می دانمت.
به غزل می سُرایمت.
به ماه می پندارمت.
به مهر می جویمت.
آری من تورا دوست دارم
با تمامِ نابودی هایم..
چطوری یهو وسط چت خوابتون میبره؟
من تا از اپ ها بیرون نیام و قفلشون نکنم ، نتمو خاموش نکنم ، چک نکنم چیز اضافیای روشن نباشه یا اپی باز باشه، قفلش نکنم ، بوسش نکنم و یجای مطمئن نزارم نمیتونم بخوابم
«تولد من تویی و پیش از تو یاد نمی آورم که وجود داشتم»
و به نظرم یکی از نزدیکترین تجربه ها به این متن رو شاملو داشته...
شاملویی که قبل از آشنایی با آیدا ظاهرا میخواسته خودکشی کنه...
و پس از اومدن آیدا به زندگیش نوشت:
آیدا فسخِ عزیمتِ جاودانه بود...
- به نظرت آدم می تونه کسی رو
که دوست داشته، فراموش کنه؟!
+ نه، فقط یه روزی آنقدر
بی حس میشه که
اصلا فراموش می کنه
یه زمانی کسی رو دوست داشته ...
وقتى خداوند میخواد
بهت يک شروع دوباره بده ،
معمولا با يک پايان شروع ميشه .
براى همین درهاى بستهی زندگيت
یک نشانه است .
نشانهی اینکه جای دیگهای
درب بهتری باز خواهد شد
زندگی خودتو با دیگران مقایسه نکن.
هیچ مقایسه ای بین خورشید و ماه وجود نداره.
نوبت هرکدوم که برسه، میدرخشه...