اونجا که شاملو میگه:
«قلب من به این امید میتپد که تو هستی،تویی وجود دارد که من میتوانم آن را ببینم؛او را ببوسم، او را در آغوش خود بفشارم و او را احساس کنم.»
وقتی میخواین خیلی دلبری کنید:)
تو شاید دلت برای من تنگ شود، اما من نه، دلم برای تو تنگ نمیشود. دلم برای «ما» تنگ میشود. برای با هم بودنمان، با هم خندیدنمان، با هم اشک ریختنمان، برای غروبهایی که با هم یک دل سیر حرف میزدیم، برای شبهایی که با هم تا صبح بیدار میماندیم. من دلم برای خودم کنار تو تنگ شده، برای تو کنار من، برای ما..
جمله : ( این نشد یکی دیگه) و (این نشد هیچی دیگه) فرقش اینه چه آدمی گفته باشه. تعهد، انسانیت ، وفاداری، صداقت، عشق و خیلی چیزای دیگه داره مثل نسل دایناسورا منقرض میشه بیاین دست ب دست هم بدیم و انسانیت واقعی رو حفظ کنیم.
وقتی همه حسودی میکنن به دوست داشتنت، پس با کی دردودل کنم از نبودنت، از دلتنگی برات؟
من سمت تاریک ِخودمو بهت نشون دادم،
و تو اونجارو با ستاره پر کردی...
من زخمای خودم رو بهت نشون دادم
و تو تک تکشونو بوسیدی....
من نقصای خودمو بهت نشون دادم
و تو جوری رفتار کردی که انگار
کامل ترین فرد روی زمینم....
من روح خستمو بهت نشون دادم
و تو بغلش کردی....
من قلبمو بهت نشون دادم و تو با
یه لبخند اونو برای خودت کردی:)