هیچ چیزی به عنوان ملاقات تصادفی وجود نداره..
هر کسی در زندگی ما..
یا یک امتحان است..
یا یک مجازات..
یا یک هدیه.
یجا نوشته بود : من متنفر بودن از آدما رو بلد نیستم فقط یهو برام بی اهمیت میشن ، دیگه پیگیر کاراشون نیستم
دیگه اهمیت نمیدم ، که کجا میرن ، دیگه نگرانشون نیستم ؛
همین !
من متنفر شدن رو بلد نیستم !
ولی بیخیال شدن رو خوب بلدم
کاش بجای این همه آدم تو اینجا بودی
هرچند دور بودنت هم
از نزدیک بودن همه این آدم ها قشنگتره:)
و اسکار بهترین نفرین ادبی تعلق میگیرد به مولانا بخاطر بیت:
تا بداند که شبِ ما..
به چه سان میگذرد
غمِ عشقش دِه و..
عشقش دِه و..
بسیارش دِه..
اون لحظهکه حوصلت سر رفته و یهو از دوستت نوتیف میاد "وااای نمیدونی چیشد ییا برات تعریف کنممممم" هزاران بار تقدیم تو باد :)
نوشته بود:
از چشم کسی افتادن یک شبه اتفاق نمیُفته؛ شما طی یک پروسه فرساینده آدمهایی که براشون عزیز هستین رو آزار میدین و بالاخره اونها یکجا تصمیم میگیرن که دیگه نباشن و نمونن و ...
و تصمیمی میگیرن، همونطور که داستایوفسکی میگه:
دیگر بَسَم است
به قدر کافی به ندای دلم گوش کردم
حالا دیگر باید به حکم عقل زندگی کرد ..