گاهی آدم می ماند بین بودن و نبودن،
به رفتن که فکر میکنی اتفاقی می افتد که منصرف می شوی، میخواهی بمانی رفتاری می بینی که انگار باید بروی و این بلاتکلیفی خودش کلی جهنم است
ولی من هر کسی رو که با تمام وجودم نصیحت کردم مخاطبم در اون لحظه اون نبوده، خودم تو گذشته ام بودم.
کنکوریهای عزیز،
میلیونها آدم تا الان جای شما بودن، گذروندن این مرحله رو، الان احتمالا سر یه کاری مشغولن، عاشق شدن، ازدواج کردن، و هرکدوم به نحوی دارن زندگی میکنن. هیچکدومشون بعد از کنکور بیچاره نشده، هیچکدومشون بخاطر کنکور نمرده. شما اولین نفر نیستید، آخریشم نیستید. خیلی از ادمای دنیا توی رشتهای که تحصیل کردن کار نمیکنن، خیلیاشون از دانشگاه های خوب انصراف میدن، خیلیاشون دانشگاه نمیرن و آدمای موفقین. پس کنکور هیچی نیست. موفقیت خودِ شمایید، آرامشتون، اعتماد به نفستون، و تموم برنامههایی که فارغ از کنکور برای زندگیتون دارید.
هر آدمی به یه نفر احتیاج داره که براش مثل
بقیه نباشه وگرنه دنیا پر از بقیهست.
رفیق بودن کار آسونی نیست.
مثل این میمونه که پدر و مادر پاره وقت باشی، کمدین پاره وقت باشی، سخنگوی انگیزشی پاره وقت باشی، و مهمتر از همه شریک جرم هم باشید!
یه دلنوشته قدیمی هست که میگه:
«آدم کتاب نیست که صفحه ۱۵۳ را نشانه بگذاری
و بروی و بعدها که برگردی روی صفحه ۱۵۳ روی
قفسه منتظرت باشد؛آدم میرود،آدم تغییر میکند...
تو چرا جمله نبات و شکری؟
تو چرا دلبر و شیرین نظری؟
تو به یک خنده چرا راه زنی؟
تو به یک غمزه چرا عقل بری؟