میترسم
آرزویت کنم ، محال شوی
مغرور شوی ، ناپدید شوی
از تو همه چیز بر می آید
به جز براورده شدن ...
ماهایی که زود پیامو سین میکنیم زود جواب میدیم باید با هم ازدواج کنیم، بچه هامون زشت میشن ولی باشعور/:
نمیدانم بودنت را چه کنم
بغل بگیرم، زندانیاش کنم، قاب بگیرم
چه کنم که همیشه باشد...
شب شد
ماه را بوسیدهام
خیال پریشانم را شانه زدهام
منتظرت میمانم تا چون هر شب
با صدای " شبت بخیر ماه من "
رویای تو را به آغوش بگیرم.
چنانت دوست میدارم
که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد
و من صبر از تو نتوانم
همینقدر عمیق و بِه هم مبتلا..
خوبه یاد بگیریم که؛
دخالت تو زندگی بقیه ، کنجکاوی نیست ،
فضولیه عزیز من ...
تندگویی و قضاوت در مورد دیگران ، انتقاد نیست ،
اسمش توهینه...
هر کار یا حرفی که در آخرش بگی شوخی کردم ،
شوخی نیست جانم ،حمله به شخصیت اون فرده ...
بازی کردن با احساسات مردم زرنگی نیست
اسمش هرزگیه ...
خراب کردن یه نفر تو یه جمع ، جوک نیست
اسمش کمبوده..
اینجوری فقط خودتونو از چشم میندازید.
به همهی ما دو دست برای نگهداشتن، دو پا برای راه رفتن، دو چشم برای دیدن و دو گوش برای شنیدن عطا شده.
اما چرا فقط یه قلب داریم؟ چون اون یکی قلب به یه نفر دیگه داده شده که ما پیداش کنیم:)
زن است دیگر سکوتش به معنای رضایتش نیست
داره فکر می کنه چجوری دهنتو سرویس کنه:/