ازم پرسیدی، عشق مثل چی میمونه؟
گفتم، عشق مثل بارونه...
گاهی اونقدر محکم و بیرحمانه میباره، که واسه فرار کردن ازش، میخوای برگردی و از ادامهی راه منصرف شی یا یک چتر تهیه میکنی و با احتیاط به راهت ادامه میدی... اما، بعضی وقتها هم، این بارون خیلی آروم و بی سر و صدا میباره، جوری که تازه تو نیمههای راه میفهمی خیس شدی و راه برگشت هم خیلی طولانیه...
عشق همیشه آدم رو غافلگیر میکنه
مثلِ بارون..
گفت: با تو هيچ نسبتی ندارم
چرا نگران منی؟
گفتم:از دلم كه با دلت نسبت دارد
پرسيدم، گفت:
دوست داشتنی تر از تو ندارد!
یکی از دلایل تنها موندن بعضی آدما ترس از دست دادنه!
وقتی یه چیز مهم و از دست میدی و تنها میشی ترجیح میدی دیگه کسی وارد زندگیت نشه تا اینکه بیاد و بعد یه مدت دوباره تنها شی.
بهم چسبوندن دوباره تیکه هایی که به زور سر پا شده کار هر کسی نیست!
من چیزی از تو به آنان نگفتهام
آنان خود تو را دیدهاند که تن میشوی در چشمانم...
من معتقدم خیلی از ما فقط یکبار به دنیا
نمیایم، گاهی توی مسیر زندگیمون کسایی
سر راهمون قرار میگیرن که یکبار دیگه ما رو
به دنیا برمیگردونن و بهمون زندگی میبخشن
دنیایی که ازش دست کشیده بودیم و توی
غار تنهاییمون منتظرِ پایان بودیم و هیچ امید
و انگیزه ای نداشتیم ولی یه دفعه نور شدن
وسطِ زندگیمون: )
آقای نجفی میگه :
- تو میشی پِله بقیه بالا میرن ازت :)!
خواستم بگم پله که سهله برادر
ما همیشه اون پلی بودیم که خرشون کِ رد شد ازش کلا موجودیتشُ انکار کردن !