قاعده چهلم از چهل قاعده شمس تبریزی
"عمری که بی عشق بگذرد، بیهوده گذشته است.
نپرس که آیا باید در عشق الهى باشم يا عشق مجازی، عشق زمینی یا عشق آسمانی یا عشق جسمانی؟ از تفاوتها تفاوت میزاید. حال آنکه به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق. خود به تنهایی دنیایی است عشق. یا درست در میانش هستی، در آتشش یا بیرونش هستی، در حسرتش"
‹ مادربزرگم میگفت :
- درو که کامل نبندی ، نمیدونی باد
بعدی که میاد میبندتش یا بازش میکنه ؛
این میشه بلاتکلیفی :)
تو زندگیت همیشه یا برو بیرون یا
بیا تو و بعدش درو محکم ببند ؛
اجازه نده هیچکس بلاتکلیف نگهت داره .
ز دستم بر نمی خیزد که یک دم بی تو بنشینم
به جز رویت نمیخواهم که روی هیچ کس بینم:
و چه زیباست قلبی پیدا کنی که عاشقت باشد بی آنکه چیزی از تو بخواهد مگر حالِ خوبت را.
-
باب اسفنجی :
تاحالا شده از ته قلبت احساس تنهایی کنی ؟
پاتریک :
نه چون هروقت حس میکنم تنهام ،
یادم میاد به جای همه تورو دارم!
اینقدر نگران نباش؛
یک وقتهایی همهچیز از هم میپاشه
تا سر جای درستش قرار بگیره...
از بهم ریختگی هاست که نظم به وجود میاد