هرکس سزاوارِ یک نفر است
که بتواند به چشمهایش نگاه کند و بگوید:
تو کافی هستی، با تمامِ زخمهایت، بینقصی ...
چرا میگین کراش زدم رو کسی وقتی که وحشی بافقی زیبا و شاعرانه میگه:
به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد
عجب از محبت من که در او اثر ندارد..
غلط است اینکه گوید بدلی ره است دل را
دل من ز غصه خون شد،دل او خبر ندارد :)
اونجا که شاملو میگه:
دلهای ما که بهم نزدیک باشد، دیگر چه فرقی می کند که کجای این جهان باشیم؟دور باش،اما نزدیک!
من از نزدیک بودنهای دور می ترسم...
تمنایی زِ تو دارم؛
بمانی یادِ من هر شب...
که من هم با خیالِ تو
خوشم ...
آهسته آهسته...
برای تو،برای چشم هایت برای من،برای دردهایم برای ما،برای این تنهایی کاش خدا کاری کند. #شاملو🌻