اینکه دونفر همزمان از همدیگه خوششون بیاد و اخلاقشون بهم بخوره در نظرم شبیه به معجزه شده...
قربون صدقه رفتن به سبک مولانا:
•این قُمار عاقبتش جانِ مرا میبازد!
•از همانجا که رسد دَرد، همانجاست دَوا .
•تو آن نوری که دوزَخ را به آب خود بِمیرانی
•دیگران چون بِروند از نظر از دِل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
•در روزِ خوشی همه جهان یارِ تواند
یارِ شبِ غم نشان کسی کَم داده است
•اَندر تَنِ من جان و رَگ و خون همه اوست
•به هر سو رو بگردانی، بگردانم به جانِ تو
“نوژین به زبون کُردی یعنی زندگیدوباره”
خیلیا باعث شدن این کلمه رو زندگی کنیم:)
- نه من میروم نه تو ،
جایی برای ماندن نخواهیم یافت "
باور کن
ما ساکن یکدیگریم ؛
بعضی وقتا نیازه که حرف بزنید... :)
حتی اگه کسی نبود که حرفای دلتون رو بهش بگید و اون بشنوه...
روی یه کاغذ تمام درد و دلاتون رو بنویسید...
قرار نیست کسی اون حرفای شما رو بخونه، نه
فقط قراره شما بنویسید و حرفاتون توی دلتون نمونه...
که اگه بمونه ، میشه تلنباری از حرفای نگفته که به وقتش نگفتید..