eitaa logo
﮼ مَهـــدا ﮼
922 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
319 ویدیو
3 فایل
آرامشِ‌شب ؛ دنبال‌ زخمی‌ تازه‌ می‌گشت؛ تا دردش‌ را از یاد ببرد .. « یکُمِ‌مردادماهِ هزارُچهارصدُیک »
مشاهده در ایتا
دانلود
‏دلم یه شمال میخواد با اکیپ با جنبه ، کنار دریا اتیش درست کنیم ، مست کنیم تا صبح اهنگ ابی رو بخونیم با هم که : یه شب مستی باز سر رامه :))
کارما ! دقیق ترین گنگستریه که تاحالا دیدم ؛
ولی هممون تو زندگی نیازمند کسی هستیم که هروقت حالمون بد شد باهاش حرف بزنیم تا حالمونو خوب کنه ؛ مهم نیست چقد ازمون دوره مهم اینه که قلبامون بهم نزدیکه- (:
شاید وقتی یه آدم که بهتون خیلی نزدیک بوده ؛ براتون تموم بشه ، پیامش رو دیر سین کنید ، دیر جواب بدید ، باهاش حرف نزنید یا حتی حذفش کنید ! . ولی اگه کسی برای من تموم بشه ، سرعت جواب دادنم به پیامش تغییر نمی کنه یا حتی حذف نمی شه ! به جاش دیگه غر نمی زنم دیگه عکسای جدیدمو با ذوق نشونش نمی دم ، دیگه تند تند و با هیجان از روزمرگی‍‍ام براش تعریف نمیکنم، جواب همه ی چه خبر ها می شه سلامتی ؛ جواب همه ی چیکار می کنی ها میشه هیچی و جواب همه ی چطوری ها حتی اگه خوب نباشم هم می شه "خوبم تو چطوری؟" من ممکنه تو دلم آدمارو بذارم کنار و اونا هیچ وقت متوجهش نشن، ممکنه با خیلیا در ارتباط باشم ولی اون آدم برای من تموم شده باشه و بلعکس !'
ι києω нσω тσ fιgнт , вυт уσυ ωєяєи'т ωσятн fιgнтιиg fσя .
- کالبد -- محتاجِ‌آغوشِ‌توعم -.mp3
زمان: حجم: 4.3M
ـــــ ـ ولی ، محتاج ِ آغوش ِ توعم . . .
زیبائید اما تو خالی ! . . .
هدایت شده از هیچ²
وقتی میگم من مودی ام منظورم این نیست که امروز بهت میگم دوستت دارم اما فردا ازت متنفرم، یا مثلا امروز دوستم باشی و فردا مثل یه غریبه باهات رفتار کنم. وقتی از مودی بودن حرف می زنم یعنی یهو تو خوشحال ترین حالت ممکن حالم بد می شه و می زنم زیر گریه، یا تو اوج غمگینی قهقهه می زنم، ممکنه یهو چند روز گم و گور بشم و با کسی حرف نزنم، یا ممکنه تو یه روز به کل دوستام پیام بدم، یا مثلا اون لحظه ای که تصمیم می گیرم از همه دور بشم با خودم میگم چرا باید همچین کاری کنم؟ یا وقتی که میخوام برم تو یه جمع با خودم بگم من که تنهایی حالم خوبه پس چرا برم؟ یا حتی ممکنه قبل از سِند کردن این پست نظرم عوض بشه و هرچی که نوشتم رو پاک کنم. وقتی میگم مودی ام منظورم همیناس، همه ی اینایی که به حال و احوال خودم مربوطه، وگرنه قرار نیست تو حس یا رابطم با بقیه تغییری ایجاد بشه.
یجا نوشته بود : من متنفر بودن از آدما رو بلد نیستم فقط یهو برام بی اهمیت میشن ، دیگه پیگیر کاراشون نیستم دیگه اهمیت نمیدم ، که کجا میرن ، دیگه نگرانشون نیستم ؛ همین ! من متنفر شدن رو بلد نیستم ! ولی بیخیال شدن رو خوب بلدم (؛
چطوره که تو براش بیقراری ! ولی اون تو بیخیال ترین حالتِ ممکنه ؟! ...
خودم میرفتم ، اما سایه ام با من نمی آمد (: