یک شهر مرا زیر لبش زمزمه میکرد؛
جانا تو بگو با منِ دیوانه چه کردی؟
پروانه دلش سوخت نگاهش به من افتاد!
ای عهدشکن، با دل پروانه چه کردی؟!
سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد
ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود
| حافظ |
من واقعا آدم خوبی بودم.
نمیگم اشتباه نداشتم ولی حداقلش این بود تلاشمو کردم خوب باشم و به کسی ضرر نرسونم. حس میکنم حقم نبود خیلی اتفاقا برام بیفته...
من ناراحت نمی شوم،
تو هم لازم نیست ناراحت شوی؛
داشتن اعتقاد متفاوت،
نباید موجب جدایی آدم های باشعور بشود...
👤#فرانتس_کافکا