eitaa logo
کانون مهدویت دانشگاه سمنان
278 دنبال‌کننده
669 عکس
522 ویدیو
22 فایل
◀️ ️کانال رسمی کانون مهدویت دانشگاه سمنان یا اباصالح المهدی ادرکنا🍃 ‌ ◾️ثبت‌نام و اطلاعات بیشتر : zil.ink/mahdaviat_semuni ◾️کمک مالی جهت برپایی برنامه‌های مهدوی: 6104-3386-7054-8391 ◾️روابط عمومی : @Mahdaviat_Semuni_Contact
مشاهده در ایتا
دانلود
کانون مهدویت دانشگاه سمنان
و انجمن علمی دانشجویی فیزیک دانشگاه صنعتی مالک اشتر با همکاری انجمن ها و کانون های برتر کشور برگزار می کند:
📝 وبینار کشوری جایگاه علم در اقتدار جهانی 🎙️
سخنران:
🔸سردار یدالله جوانی (معاون سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) 🕗 زمان : 🔸20 فرودین ماه ساعت 16 🔗 شرکت در وبینار از طریق بستر های زیر: اسکای روم | آپاراتکانون مهدویت دانشگاه سمنان آشنایی با کانون : zil.ink/mahdaviat_semuni
هدایت شده از رویین دژ
11.83M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‼️هشدار‼️ این کلیپ تکان دهنده است ⛔️ 📍 ببینید نتیجه عبور از حدود الهی چیست! 🔖 بخشی از جزوه‌ی «نوش‌دارو» ♨️ برای ثبت‌نام در مسابقه‌ی عظیم فرهنگی «نوش‌دارو»، با ۴۲ میلیون تومان جایزه‌ی نقدی، وارد لینک زیر شوید: 🌐 zil.ink/noosh__daroo 🔺 @RooyinDezh
امام باقر (عليه السلام) فرمود: هر چيزى بهارى دارد و بهار قرآن ماه مبارك رمضان اسـت. 📚 بحارالانوار، ج۹۲، ص۲۱۳ ✍ کانون مهدویت دانشگاه سمنان آشنایی با کانون : zil.ink/mahdaviat_semuni
نکات کلیدی جزء هفدهم قرآن کریم ✍ کانون مهدویت دانشگاه سمنان آشنایی با کانون : zil.ink/mahdaviat_semuni
۱۷ ❇️یادم افتاد که یکی از سربازان در زمان پایان خدمت چند جلد کتاب به واحد ما آورد و گذاشت روی طاقچه و گفت: اینها باشد اینجا تا سربازهائی که بعد می آیند در ساعات بیکاری استفاده کنند ❇️کتابهای خوبی بود ، یک سال روی تاقچه بود سربازهائی که شیفت شب یا ساعات بیکاری داشتند ، استفاده می‌کردند ❇️بعد از مدتی من از آن واحد مکان دیگری منتقل شدم همراه با وسایل شخصی که بردم کتاب‌ها را هم بردم ❇️یک ماه از حضور من در آن واحد گذشت احساس کردم که این کتاب‌ها استفاده نمی شود شرایط مکان جدید با واحد قبلی فرق داشت و سربازان و پرسنل کمتر اوقات بیکاری داشتند ❇️لذا کتاب‌ها را به همان مکان قبلی منتقل کردم و گفتم: اینجا باشد بهتر استفاده می‌شود ❇️جوان پشت میزش اشاره به ماجرای کتاب‌ها کرد و گفت: این کتاب‌ها جزو و برای آن مکان بود ❇️چون بدون اجازه آنها را به مکان دیگری بردی اگر آنها را نگه می داشتی و به مکان اول نمی‌آوردی ❇️باید از تمام پرسنل و سربازانی که در آینده هم مانند شما می آمدند حلالیت می‌طلبیدی ❇️خیلی ترسیدم! به خودم گفتم:  من تازه نیت خیر داشتم و کتاب‌ها را استفاده شخصی نکرده و به منزل نبرده بودم... خدا به داد کسانی برسد که را ملک شخصی خود کرده‌اند! ❇️درآن لحظه یکی از دوستان همکار مخلص و مومن در مجموعه دوستان را دیدم ❇️مبلغ قابل توجهی را از فرمانده خودش به عنوان تنخواه گرفته بود تا برخی از اقلام را برای واحد خودشان خریداری کند ❇️اما این مبلغ را به جای قرار دادن در کمد اداره ، در جیب خودش گذاشت ❇️روز بعد در اثر یک سانحه رانندگی درگذشت ❇️وقتی مرا در آن وادی دید به سراغم آمد و گفت: خانواده فکر می‌کنند که این پول برای من است و آن را خرج کرده اند ❇️تورو خدا برو به آنها بگو این پول را به مسئول مربوطه برسانند من اینجا گرفتارم برای من کاری بکن ❇️تازه فهمیدم چرا آنقدر بزرگان در مورد حساس هستند! راست می گویند که مرگ خبر نمیکند ❇️در سیره پیامبر گرامی اسلام نقل شده که: روز حرکت از سرزمین خیبر ناگهان به یکی از یاران پیامبر تیری اصابت شد و همان دم شهید شد ❇️یارانش گفتند: بهشت بر تو گوارا باد ❇️خبر به پیامبر رسید.ایشان فرمودند: من با شما هم عقیده نیستم زیرا لباسهائی که بر تن او بود از بیت‌المال بود و آن را بی اجازه برده و روز قیامت به صورت آتش آن را احاطه خواهد کرد ❇️در این لحظه یکی از یاران پیامبر گفت: من دو بند کفش بدون اجازه برداشتم ❇️حضرت فرمودند : آن را برگردان وگرنه روز قیامت به صورت آتش در پای تو قرار می‌گیرد. ادامه دارد... ✍ کانون مهدویت دانشگاه سمنان آشنایی با کانون : zil.ink/mahdaviat_semuni شبکه های اجتماعی : t.me/mahdaviat_semuni eitaa.com/Mahdaviat_semuni
1_3960705750
38.67M
علامه مجلسی در زادالمعاد می‌گوید: «امام زمان آن را برای شیعیان نوشته‌است که هر شب بخوانند، فرشتگان می‌شنوند و برای خواننده‌ی آن استغفار می‌کنند.» ✍ کانون مهدویت دانشگاه سمنان آشنایی با کانون : zil.ink/mahdaviat_semuni
بسْمِ الله الرَّحْمَٰن الرَّحيمِ ◾️◼️|مراسم احیای شب‌های قدر|◼️◾️ 🎙 شیخ ابراهیم قاسم‌پور 🎙 شیخ رضا توکلیان 🎤 مادحین اهل بیت(علیهم‌السلام) 📆 ۲۰ و ۲۲ و ۲۴ فروردین‌ماه ۱۴۰۲ 🕕 از ساعت ۲۲:۳۰ 🚌 سرویس رفت و برگشت مهیاست. ▪️◾️|شام شهادت حضرت علی(ع)|◾️▪️ 🎙 حجت‌الاسلام سید قدیر حسینی 🎤 کربلایی مهران پورطاهریان 📆 ۲۳ فروردین‌ماه ۱۴۰۲ 🕕 از ساعت ۲۲ مسجد امام علی(ع)-دانشگاه سمنان هیئت محبان روح الله(ره) تلگرام | ‌ایتا‌ | بله
فضیلت سوره قدر ✍ کانون مهدویت دانشگاه سمنان آشنایی با کانون : zil.ink/mahdaviat_semuni
نکات کلیدی جزء هجدهم قرآن کریم ✍ کانون مهدویت دانشگاه سمنان آشنایی با کانون : zil.ink/mahdaviat_semuni
۱۸ ❇️در میان روزهائی که بررسی اعمال انجام شد ما به باطن اعمال آگاه می شدیم ❇️یعنی ماهیت اتفاقات و علت برخی وقایع را می‌فهمیدیم ❇️چیزی که امروزه به اسم شانس نام برده می شود اصلا آنجا مورد تایید نبود! ❇️بلکه تمام اتفاقات زندگی ، به واسطه برخی علت‌ها را نشان می داد... ❇️مثلا روزی در جوانی با اعضای سپاه به اردوی آموزشی رفتیم کلاس های روزانه تمام شد و برنامه اردو رسید ❇️نمی‌دانید که چقدر بچه های هم دوره را اذیت کردم بیشتر این نیروها خسته بودند و داخل چادرها خوابیده بودند ❇️یک چادر کوچک به من و رفیقم دادند و ما را از بقیه جدا کردند روز دوم اردو هم باز بقیه را اذیت کردیم ❇️البته بگذریم از اینکه هرچه ثواب و اعمال خیر داشتم به خاطر این کارهای بیهوده از دست دادم ❇️وقتی در اواخر شب به چادر خودمان برگشتیم دیدم یک نفر سر جای من خوابیده ❇️من یک بالش مخصوص برای خودم آورده بودم با دو عدد پتو برای خودم یک تختخواب قشنگ درست کرده بودم ❇️چادر ما چراغ نداشت متوجه نشدم چه کسی جای من خوابیده فکر کردم یکی از بچه‌ها می‌خواهد مرا اذیت کند ❇️لذا همینطور که پوتین به پایم بود جلو آمدم و یک لگد به شخص خواب زدم یک باره دیدم حاج آقا که امام جماعت اردوگاه بود از جا پرید و قلبش را گرفت! داد میزد: کی بود ، چی شد!؟ ❇️وحشت کردم...سریع از چادر بیرون آمده و فهمیدم حاج آقا جای خواب نداشته ، بچه‌ها برای اینکه مرا اذیت کنند به حاج آقا گفتند که این جای حاضر و آماده برای شماست ❇️لگد خیلی بدی زده بودم بنده خدا یک دستش به قلبش بود و یک دستش به پشتش ❇️حاج آقا بیرون آمد و گفت: الهی پات بشکند ، مگر من چه کردم که اینجوری لگد زدی؟ ❇️گفتم:حاج آقا غلط کردم ببخشید. من با کسی دیگه شمارو اشتباه گرفتم ... خلاصه خیلی معذرت خواهی کردم ❇️به حاج آقا گفتم: شرمنده من توی ماشین میخوابم شما بخوابید فقط با اجازه بالش خودم را بر می دارم ❇️رفتم توی چادر همین که بالش را برداشتم دیدم یک عقرب بزرگی اندازه کف دست زیر بالش من قرار دارد ❇️من و حاج آقا هر طور بود او را کشتیم ❇️حاجی گفت : جان مرا نجات دادی... ادامه دارد... ✍ کانون مهدویت دانشگاه سمنان آشنایی با کانون : zil.ink/mahdaviat_semuni شبکه های اجتماعی : t.me/mahdaviat_semuni eitaa.com/Mahdaviat_semuni