eitaa logo
مهدیاران لرستان🇵🇸
87 دنبال‌کننده
5.3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
25 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
در هر کار، اگر انسان خدا را در نظر بگیرد انحراف پیش نمی آید..💯 شهید عبدالحسین برونسی🌷 ┄┅┅❅💠❅┅┅┄ ➥ @Mahdiaran_Lorestan
میخواست برای عروسیش کارت دعوت بنویسه اوّل رفته بود، سراغ اهل بیت💞 یک کارت نوشته بود برای امام رضا(ع) مشهد.. یک کارت برای امام زمان(عج) مسجد جمکران.. یک کارت هم به نیّت حضرت زهرا(س) انداخته بود توی ضریح حضرت معصومه(س)... قبل از عروسی بی بی اومده بود به خوابش! فرموده بود: "چرا دعوت شما را رد کنیم؟ چرا به عروسی شما نیایم؟ کی بهتر از شما؟ ببین همه آمدیم، شما عزیز ما هستی"💫 شهید مصطفی ردانی پور🌷 ┄┅┅❅💠❅┅┅┄ ➥ @Mahdiaran_Lorestan
تا وارد اتاق شدم از خواب پرید رو پیشونیش عرق نشسته بود گفتم : چی شده داداش؟ گفت: یه ساعت بود، با حضرت زهرا(س) حرف میزدم♥️ ادامه داد: فقط از خدا میخوام که روز شهادت بی بی شهید شم🕊 روز شهادت حضرت زهرا(س) بود قنوت نماز صبح بود که ترکش خورد به پهلوش..💫 علیرضا_ هاشمی_ نژاد🌷 ┄┅┅❅💠❅┅┅┄ ➥ @Mahdiaran_Lorestan
هر وقت از سر کار میومد ، یه راست میرفت توی اتاقش دراز میکشید روی پتو.. از این پهلو به اون پهلو هر کار میکرد آروم نمیشد.. گریه میکرد از بس درد داشت..😓 میرفتم کنارش ، میگفتم: "مادر ، بذار تا پهلوت رو بمالم، شاید دردش آروم بگیره " میگفت: " نه مادر جان این درد، ارث مادرم حضرت زهراست، بذار با همین درد به آرامش برسم."🌟 سید_ مجتبی_ علمدار🌷 ┄┅┅❅💠❅┅┅┄ ➥ @Mahdiaran_Lorestan
عملیّات محرّم مجروح شد طوری که دکترا ازش قطع امید کرده بودند..🍃 حضرت فاطمه(س) اومده بود به خوابش، فرموده بود: "پسرم تو شفا گرفتی ، بلند شو ، فقط باید قول بدی که جبهه رو ترک نکنی! " بعد از این خواب، سر از پا نمیشناخت...💢 عملیّات خیبر، شد فرماندهٔ گردان حضرت علی اکبر (ع).. از بس حضرت زهرایی بود اسم گردانش رو عوض کرد گذاشت "یا زهرا(س) " شهید که شد ایّام فاطمیه بود، ترکش خورده بود توی پهلوش..🕊 شهید سید کمال فاضلی🌷 ┄┅┅❅💠❅┅┅┄ ➥ @Mahdiaran_Lorestan
یه روز قبل از عملیّات بیت المقدّس رفته بود حمام برای غسل شهادت..🌱 وقتی برگشت گردان، با هم از جنگ و جبهه گفتیم، موقع رفتن با اصرار راضی شد برسونمش.. تا سوار ماشین شدیم گفت: " روضه حضرت زهرا بخون(س) "💫 شروع کردم به خوندن، توی ماشین حال قشنگی پیداکرده بود.. انگار توی مجلس روضه حسابی نشسته.. طوری گریه میکرد که شونه هاش تکون میخورد. صورتش خیس شده بود..💧 وقتی رسیدیم، رو کرد به من و گفت : اگه من شهید شدم تو روز قیامت شهادت بده من برای حضرت زهرا (س) گریه کردم..🌟 محمد جعفر نصر اصفهانی🌷 ┄┅┅❅💠❅┅┅┄ ➥ @Mahdiaran_Lorestan
هادی به هوش میاد و همون طور که پدرشون می‌گفتند یه چند کلام با هادی حرف زدن! قربون صدقه هادی رفتن❣ و بعد چند دقیقه هادی چشماشو می‌بنده و شهید میشه!🕊 یکی از رفقای هادی هم که کنار پدرشون بودن هادی رو صدا می‌کردند، هادی بلند شو😢 پدر شهید می‌گفت رفیقِ شهید دقیقا همون صحنه بیمارستان رو دوباره خواب دیده 😔 بهش گفته: هادی چرا جواب نمیدی؟ چرا هرچی میگیم بلند شو، چیزی نمیگی؟😢 هادی میگه: قبل از اینکه شما بیایید اینجا خانوم حضرت زهرا(س) اینجا بودن شما که اومدید، خانوم رفتند..:)💔😭 شهید محمد هادی امینی🌷 ┄┅┅❅💠❅┅┅┄ ➥ @Mahdiaran_Lorestan
یافاطمةالزهـــــرا❤: 🍃حاج‌ قاسم‌ میگفت: همراه‌ خود، دو چشم‌ بسته‌ آورده‌ام...! که آن‌ در کنار همه‌ ناپاکی‌ها، یک‌ ذخیره‌ ارزشمند دارد و آن: گوهر اشک‌ بر حسین‌ فاطمه‌ است... گوهر اشک‌ بر اهل‌ بیت‌ است...! گوهر اشک‌ دفاع‌ از مظلوم ،یتیم، دفاع‌ از مظلوم‌ در چنگ‌ ظالم 💔 ┄┅┅❅💠❅┅┅┄ ➥ @Mahdiaran_Lorestan
🌹حاج قاسم میگفت: حتی‌اگہ‌یـه‌درصداحتمـال‌بِـدی‌ڪہ یـه‌نفر یه‌روزی‌برگـرده‌وتوبہ‌کنـه... حـق‌نداری‌راجبش‌قضاوت‌ڪنۍ!🙃 قضاوت‌فقط‌ڪار‌خداست! -فلذا‌حواسمـون‌باشه🚶‍♂ ┄┅┅❅💠❅┅┅┄ ➥ @Mahdiaran_Lorestan
🦋به احترام غم مادرت،بیا "مهدی" به قدرعمرکم مادرت، بیا"مهدی" به چادری که شده پرچم عزاداری به پرچم علم مادرت، بیا"مهدی"🦋 ♥️اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرج♥️ ┄┅┅❅💠❅┅┅┄ ➥ @Mahdiaran_Lorestan
وسط‌معرڪہ‌با‌داعش از‌عراق‌زنگ‌زد‌وگفت شنیدم‌تهران‌برف‌اومدھ.. گفت‌برو‌فلان‌پادگان‌سپاه، آهو‌ها‌از‌ڪوه‌میان‌پایین‌بخاطر‌غذا.. براشون‌علوفہ‌و‌آب‌تهیہ‌ڪن حیوونا‌بۍ‌اب‌و‌غذا‌نمونن بہ‌شوخۍ‌گفتم‌حاجۍ!! وسط‌جنگ‌با‌داعش‌بہ‌آهوها‌چڪار دارۍ!؟ گفت‌من‌بہ‌دعاۍ‌آهوها‌احتیاج‌دارم(: 🕊 ♥️ Leila: ┄┅┅❅💠❅┅┅┄ ➥ @Mahdiaran_Lorestan
به حضرت زهرا(س) ارادت خاصی داشت.✨ بعد از شهادت، خوابش را دیدند که در یک جایی بود و صدای مداحی می آمد. پرسیدند کجا هستی؟ گفته بود: نمی دانم، هر کجا حضرت زهرا(س) باشد، من هم آنجا هستم..💫 حجت‌الاسلام شهید علی سیفی🌷 ┄┅┅❅💠❅┅┅┄ ➥ @Mahdiaran_Lorestan