eitaa logo
مـــ🖤ـــن و تـــ🤍ـــو³¹³🏴
484 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
826 ویدیو
18 فایل
[اکثر الدعاء بتعجيل الفرج] اينجا ايرانهـ از جنس کسانی که خون را پیروزی میدانند❤️‍🔥 مـن و تـو ترکیبی از یک مذهبی....‌^ و یک انقلابی~ = حزب الله (: استارت:¹⁴⁰⁴,¹²,²⁵ کپی؟برا شهادتمون دعا کن من اینجام:👇 @Soldierd313
مشاهده در ایتا
دانلود
آسیه کمی مکث می‌کند: «می‌خواستیم کفش و پولیورش را خاک کنیم، گفتند خوب نیست، این کار را نکنید. الان فقط یک قبر نمادین در گلزار شهدای میناب دارد و یک یادبود در مسجد محل». پولیور آبی و یک لنگه‌کفش کرم «ماکان» داخل یک صندوق شیشه‌ای با قابی فلزی، کنار عکس‌های اسرا و سلما ذاکری، خدیجه درویشی و مسیحا سالاری، بخشی از مسجد اسلام‌آباد است به یاد کودکان این محله که قربانی موشکباران شدند.
ساعت ۱۱:۱۶ صبح نهم اسفند، آسیه مشغول خانه‌داری بود که تلفنش زنگ خورد؛ خانم ماندانا سالاری بود، معلم کلاس اول مدرسه. از او خواست به مدرسه برود و ماکان را ببرد. ظاهرا حمله‌ای در جریان بود. آسیه، بی‌خبر از همه جا، بدون اینکه بداند ساعاتی قبل به تهران حمله موشکی شده، به راننده سرویس مدرسه زنگ می‌زند. راننده نزدیک مدرسه بود و می‌گوید که همین الان به آن سمت می‌روم. تلفن در دست آسیه بود که صدای انفجار مهیبی آمد؛ مدرسه موشکباران شد. آسیه و همسرش که آن ساعت از روز در خانه بود، سوار ماشین می‌شوند و به سمت شهرک المهدی جایی که مدرسه قرار گرفته، می‌روند. نزدیک مدرسه اما دیگر راهی نبود، پیاده شدند و پیاده رفتند. مدرسه آن‌قدر شلوغ بود که مادر نمی‌دانست باید کجا برود و کجا را بگردد و از چه کسی بپرسد ماکان کجاست؟
آسیه در مسیر جاده‌ای از میناب به اصفهان با «شرق» گفت‌وگو می‌کند؛ آنها به سمت خمینی‌شهر، زادگاه همسرش می‌رفتند تا آنجا برای چهلمین روز از دست ‌دادن ماکان، مراسم بگیرند. قبل از آن مراسمی در میناب برای ماکان و سایر دانش‌آموزان در جریان بود. سهم ماکان هم شبی بود که خواهرش مانیا، برایش از روی کاغذ متنی خواند و چشم‌‌خانه تمام آنها که حاضر بودند، قرمز شد و اشکی. تصویر آرامگاه کودکان میناب، سیاه‌ترین تصویری است که در چهل‌وچند روز گذشته منتشر شده است؛ قبرهای خالی کوچک که قرار بود با پیکرهای نحیف و تکه‌تکه دانش‌آموز مینابی پر شود، قبر ماکان اما خالی است. آسیه مسلط و محکم حرف می‌زند، آن‌قدر که نمی‌شود از او سؤال‌هایی درباره کوچکی و معصومیت فرزندش پرسید. توان او بعد از ۴۰ روز برای شیون و عزاداری تمام شده، گویی اشک‌هایش خشکیده است: «خیلی‌ها زیر آوار بودند اما کودکی سالم بیرون نیامد. ما از ساعت ۱۱ و نیم صبح تا دو و نیم صبح روز بعد آنجا بودیم. هر کسی که از زیر آوار بیرون کشیده می‌شد، بی‌جان بود».
کوچک‌تر از آن بود که جنگ، او را ببلعد؛ اما بزرگ‌تر از آن بود که در این خاک جا بماند. ماکان ما، مفقود عشق شد.🥀💔
گویی آسمان، تشنه‌ی رنگ آبی بود…» او نه یک سرباز کهنه‌کار، که نوجوانی بود با چشمانی پر از رویا؛ دانش‌آموزی که دفتر نوشتار زندگی‌اش را در مدرسه «شجره طیبه» باز کرده بود، اما قلم سرنوشت، پیش از آنکه جمله‌ای تمام شود، او را به سوی قلمرو ابدیت نوشت. ماکان… او در میانه‌ی غبارِ جنگ، مفقود شد؛ اما نه در خاک، که در میان ستاره‌ها. از او چیزی باقی نماند جز یک «پلیور آبی» که هنوز بوی نوجوانی می‌دهد، و یک «لنگه کفش» که انگار منتظر است تا صاحبش از آسمان برگردد و دوباره قدم در مسیر مدرسه بگذارد. او مزار ندارد، چون مزار برای کسانی است که روی زمین می‌مانند؛ اما ماکان، برای کسی ساخته شده که در میان نبض هر دل هم، قدم می‌زند. ماکان؛ قهرمانِ بی‌مزارِ میناب. 💙 فاتحه ای هدیه کنیم به روح مطهرشون التماس دعا 🤲
خوشحال میشم نظراتتون رو راجب محفل شهید امروزمون هم بدونم🥺🥲 و بهم بگید که محفل بعدی راجب کدوم یک از شهدا عزیزمون باشه🙃 درضمن:) توی ناشناس بهتون پاسخ میدم چک کنید... ✨ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_jdxq8f1&btn=نظر.تو....♡
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واسمون هیجا حرم حسین نمیشه ❤️‍🩹. 𝗧𝗮𝗴:*@Mahdiry313*🕶🇮🇷. مـ🖤ـنـے פּ تـ‌ــ🤍ـــوُ³¹³
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تصور کن اربعین کربلا....🥺💔 𝗧𝗮𝗴:*@Mahdiry313*🕶🇮🇷. مـ🖤ـنـے פּ تـ‌ــ🤍ـــوُ³¹³
476K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شنیدین میگن دل به دل راه داره؟ الکیه، دروغه امسال هم نخواست... 💔 من رو هم توی مسیر مشایه یاد کنید:)) 𝗧𝗮𝗴:*@Mahdiry313*🕶🇮🇷. مـ🖤ـنـے פּ تـ‌ــ🤍ـــوُ³¹³
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_🥺📷 𝗧𝗮𝗴:*@Mahdiry313*🕶🇮🇷. مـ🖤ـنـے פּ تـ‌ــ🤍ـــوُ³¹³