هدایت شده از - 𝘔𝘢𝘦𝘥𝘦
اصلا کاری به کل جواد جوادی ندارما ولی مامان صدیقه تا ابد تو قلبم میمونه😭
𝐌𝐚𝐡𝐝𝐢𝐲𝐚
نیستیکه۹روزدیگهروبراتتولدبگیرم، طبقعادتبایدازدلتنگیبراتبنویسم همونکاشُکاشُکاشبودی:
رسید،رسیدکهبراتبنویسم،
همیشهباهاتحرفمیزنماما
۹شهریوربرامیهچیزدیگهست
ازهمون وقتی که همه چیو فهمیدم
دنبالت میگردم
دنبال ِیهردپا،یهعکسبرای تصوراتم ..
بینموننیستیولی
همیشهپشقاب ِسرسفرهمونیکی
بیشتره،همیشهوقتی از کنار ِ
بیمارستانت ردمیشمبرامدرد ِ،
هروقتکهماماناسمتومیاره
بغضشوحسمیکنم ..
بهاین شاید ُکاشهایزندگیم
زندم،کهکاش واگربودی ،
شایدمرحمیداشتمبرایزخمام
توبرامهمونحسرت ِهميشگي
کهساعتهابهخاطرنبودنتگریهمیکنم ..
-عزیز ِنداشتهام
𝐌𝐚𝐡𝐝𝐢𝐲𝐚
نمیدونم چرا یهو رسیدم به اون کلمه قلبم ریخت(:💔 من و یاد ی ِروضه میندازه.. یعنی اینکه امام حسین خیلی
توقعش و داشتم که با این کتاب گریم بگیره..
𝐌𝐚𝐡𝐝𝐢𝐲𝐚
توقعش و داشتم که با این کتاب گریم بگیره..
حسین علیهالسلام درخواب پیامبر اسلام صلوات الله علیه را دیدند که ایشان را در آغوش گرفته،دیدگانش را بوسیدند و فرمودند:پدر و مادرم به فدای ِتو!(:
گویا تورا میبینم که در خاک و خون افتاده ای
--میان ِانبوهی از جمعیت که به شفاعت ِمن دلبسته اند!...--
اما..
آنان نزد خدا هیچ ارزشی ندارند!..
صلیاللهعلیکیاصاحبالزمان..
آجَرَکَالله..
یَامولاییاصَاحِبَالعصروالزَّمان؛
بمصاباستشهاداَبیکوساعدالله
قلبکالشریففیهذهالمصیبة؛
ولعناللهاعدائکموجعلنااللهمن
موالیکمومعکم فیالدنیاوالآخره
وعجلالله تعالیفیفرجکمالشریف؛🖤
𝐌𝐚𝐡𝐝𝐢𝐲𝐚
_چای آخر ِروضه!☕️
و در آخر یا اباعبدالله الحسین..
_مادرت چای روضه را دم کرد،و مرا؟چای ِروضه آدم کرد(: