من غزلهای فراوان خواندهام از شاعران ،
بهترین شعری که خواندم بیگمان چشمان توست .
یهو به خودت میای میبینی تویی که هرچی عاشق بوده رو مسخره میکردی خودت جوری گیر کردی که نمیتونی نفس بکشی...
-ما کسی را هم نداریم عاشقی خرجش کنیم؛
حیف از آن شعری که دارد خرج غمها میشود…