هدایت شده از 𝑎𝑚𝑜𝑢𝑟𝑒𝑢𝑠𝑒"
《انگار فقط همین حالا به فکرش رسیده بود که چه باید بکند. با عجله بقچه را گره زدم و یک چارق سرم کردم و هردو از اتاق بیرون رفتیم که ناگهان به ذهنم رسید تابلوی کوچکی را هم که به دیوار آویخته بود را هم بردارم. پدر بی درنگ موافقت کرد. ساکت بود و با پچپچ حرف میزد و فقط میخواست زودتر برویم.》85
برای چنل:
https://eitaa.com/MahfaLibrary
هدایت شده از Darkness-!(ورژن چالش گذاری)
~~~.
ویو:اروم
نانا:ساحل.روی صندلی حصیری میشینی کتاب میخونی و آهنگ گوش میدی.روز خوبیه؛ساکت و آرامشبخش
نمک:طوطی ماهی آیدا:001CD3
نیکولاس:مرغ دریایی
ریچل:پری دریایی | ابنوس
ماهک:تو وقتی توی جزیره اومدی دوست داشتی کمی به آب دست بزنی ولی تا اومدی بیای پایین یهو یه سنگ از زیر پاهات خالی شد و افتادی روی زمین و سرت به شدت آسیب دید و مردی