eitaa logo
مَحفآ؛
24 دنبال‌کننده
684 عکس
40 ویدیو
2 فایل
خانه‌ای برای نور، بوی کاغذ کاهی،نظرات، و تجرابیاتِ من.
مشاهده در ایتا
دانلود
《انگار فقط همین حالا به فکرش رسیده بود که چه باید بکند. با عجله بقچه را گره زدم و یک چارق سرم کردم و هردو از اتاق بیرون رفتیم که ناگهان به ذهنم رسید تابلوی کوچکی را هم که به دیوار آویخته بود را هم بردارم. پدر بی درنگ موافقت کرد. ساکت بود و با پچ‌پچ حرف میزد و فقط میخواست زودتر برویم.》85 برای چنل: https://eitaa.com/MahfaLibrary
~~~. ویو:اروم نانا:ساحل.روی صندلی حصیری میشینی کتاب میخونی و آهنگ گوش میدی.روز خوبیه؛ساکت و آرامش‌بخش نمک:طوطی ماهی آیدا:001CD3 نیکولاس:مرغ دریایی ریچل:پری دریایی | ابنوس ماهک:تو وقتی توی جزیره اومدی دوست داشتی کمی به آب دست بزنی ولی تا اومدی بیای پایین یهو یه سنگ از زیر پاهات خالی شد و افتادی روی زمین و سرت به شدت آسیب دید و مردی
اوه
پسرمم
_
الان همه کاسه کوزه های بیلی رو سر این خراب میشه
_
شرف برای معلم نموند.
دلقک