انقدر فکر نکن چی میشه
«بخواد بشه، میشه.»
خدا یه وقتایی انقدر قشنگ میچینه
که خودتم باورت نشه.
مثل معجزه؛
مثل طلوع آفتاب،
از عمق یک آسمون تاریک و سرد!
او رفیق واقعی من است؛ اولین کسی که وقتی شکسته و خسته بودم، حاضر شد منتظرم بماند و برای صحبت کردن دوبارهام صبر کرد.
خدا چقدر قشنگ میگه:
وَ مَا تَشَاؤَونَ اِلَّا أَن یَشَااللهُ
اگر تمام عالم مخالف باشند کافیه من بخوام، میرسونمت…
گفت: «سرم بازارِ مسگرهاست.»
دستش را رویِ سینهاش گذاشت، گفت:
«چیزی اینجا مانده، درست اینجایم ایستاده،
که هِی حالم را خرابتر میکند.»
- عباس معروفی | سمفونی مردگان