بر آسمانها نفرین نفرستید.
که باران هر چقدر نیز بر باتلاق ببارد، تنها عمق و تعفنِ آن را بیشتر میکند.
بعضی روزها دلم میخواهد روی پیشانیام بنویسم: «دارم برای زنده ماندن، آرام ماندن و عبور از طوفانهای درونم میجنگم؛ لطفا زخمی دیگر بر روی زخمهایم اضافه نکنید.»
شُد شُد!
نشد ، راستش را بخواهی
دیگر حوصله ای نیست بشود.
جهان یادگار است و ما
رفتنی…!
بارها به تو فرصت دادم
تا رنجاندم را جبران کنی
اما تو از آن فرصتها هم
برایِ رنجاندنم استفاده کردی:)
بيست سال بعد، بابت کارهايے کہ نکردی بيشتر افسوس مےخوری تا بابت کارهايے کہ کردی؛
بنابراين روحيہ تسليمپذيری را کنار بگذار.
از حاشيه امنيت بيرون بيا،
جستجو کن،
بگرد، آرزو کن، کشف کن :)
«اگر کسی خصوصیتی را در حد کمال داشته باشد به فکرش خطور نمیکند که آن را به معرض نمایش بگذارد.
نعلی که صدا میکند حتما یک میخ کم دارد.»
آرتور شوپنهاور