شُد شُد!
نشد ، راستش را بخواهی
دیگر حوصله ای نیست بشود.
جهان یادگار است و ما
رفتنی…!
بارها به تو فرصت دادم
تا رنجاندم را جبران کنی
اما تو از آن فرصتها هم
برایِ رنجاندنم استفاده کردی:)
بيست سال بعد، بابت کارهايے کہ نکردی بيشتر افسوس مےخوری تا بابت کارهايے کہ کردی؛
بنابراين روحيہ تسليمپذيری را کنار بگذار.
از حاشيه امنيت بيرون بيا،
جستجو کن،
بگرد، آرزو کن، کشف کن :)
«اگر کسی خصوصیتی را در حد کمال داشته باشد به فکرش خطور نمیکند که آن را به معرض نمایش بگذارد.
نعلی که صدا میکند حتما یک میخ کم دارد.»
آرتور شوپنهاور
دندان بر جگر بنه و اندکی تأمل کن.
و دقیقا آنی باش که میداند کِی، کجا و چگونه لب بر سخن بگشاید.
دیگه بزرگ شدی عزیزم؛
نمیشه فرار کنی. باید از پس غمها، دلتنگیها، تصمیمهای سخت و طوفان احساسات متناقض تنهایی بربیای. اگر شانس بیاری، بتونی دو کلام در موردشون با کسی حرف بزنی، اما بارش رو در نهایت خودت به دوش میکشی، تنهای تنها.