دندان بر جگر بنه و اندکی تأمل کن.
و دقیقا آنی باش که میداند کِی، کجا و چگونه لب بر سخن بگشاید.
دیگه بزرگ شدی عزیزم؛
نمیشه فرار کنی. باید از پس غمها، دلتنگیها، تصمیمهای سخت و طوفان احساسات متناقض تنهایی بربیای. اگر شانس بیاری، بتونی دو کلام در موردشون با کسی حرف بزنی، اما بارش رو در نهایت خودت به دوش میکشی، تنهای تنها.
میسازند و ویران میکنند.
تمامِ حوادث و مسائلِ زندگی همینگونه است، و بحث اینجاست که ما با تاب و توانِ خویش کدام را انتخاب میکنیم؟!
به سمتِ ساختن پیش رویم و یا به ویرانی تن دهیم.
گفتی که خواب علاجِ خستگیست،
اما من از بیداریهایِ مداومِ روحم در رنجم.
اِی کاش میشد از این کالبدِ بهانهگیر گریخت
و میانِ اَبری، در دور دستها گُم شد...
اینگونه باید بیندیشیم که تمامِ هیاهویِ سیاسیِ عالم به این خاطر است که کتابها را ورق نزنیم، و ما باید سرسختانه و در هر شرایطی دنبالهروِ خطوطِ کتابهایمان باشیم.
بر روی این زمین خاکی ، انسان خردمند
هیچ آرزویی نمیتواند داشته باشد
جز آنکه روزی بتواند شری را که از دیگران ، دامن او را گرفته به خودشان برگرداند ..!
ژان پل سارتر