_راستی؟! هیچ ایرادی نداره اگه گاهی کم بیاریم، گاهی گیج بشیم و پاهامون توان رفتن نداشته باشه! اگه زمانی غم، مارو در آغوشش گرفت، خوب نگاهش کنیم و به حالِ خودش بذاریمش.
بادی اگر به آتشِ وجودمون زد، هیچ ایرادی نداره؛ اگر بذاریم خرمنهامون رو بسوزونن، حتما شعلهش دنیایی رو گرم میکنه.. و اگه به کوچههای بنبست رسیدیم، چشمهامون رو ببندیم و بچرخیم، باد ما رو با خودش میبره به خیابونای باز...به جایی که خونههاش آباده..
هیچ ایرادی نداره اگه گاهی غصه رو به حالِ خودش بذاریم. غصه هم راهِ خودشو پیدا میکنه و دور میشه...مثلِ همه چیزهایی که به سادگی ازمون دور شدن! فقط کافیه تماشاگرِ خوبی باشیم..
#دلنوشته
پرسیدند آیا او را تا حد مرگ دوست داری!؟
گفتم بالای قبرم از او صحبت کنید و
ببینید چطور مرا زنده میکند!
–محمود درویش
#شعر
هرکسی سزاوار این است که کسی به او بگوید:
تو کافی هستی، تو با تمام زخم هایت،بی نقصی...
_بریتنی سی چری
#متن
آنچنان از زیستن خستهام که اگر در اختیارم بود ، ماهها در خوابی بیپایان فرو میرفتم و آنگاه ، بیآن که به روشنایی بازگردم ، در آرامترین صورت ممکن از این جهان رخت بر میبستم.
اگر گریههایِ بر مزار را به حساب نیاوریم ، من مدتهاست که درونم به سکوتی از مرگ رسیده ، اما کسی این خاموشی را ندیده است و همین نادیده ماندن ، هر روز و هر لحظه مرا بیش از پیش در کامِ فرسودگی فرو میبرد؛ گاهی در میانِ همین غبار خستگی ، خاطرات گذشته چون نگینی میدرخشند ، روزهایی که نفس کشیدن معنایی داشت و هر طلوع ، نوید یک شروع بود؛ شاید روزی ، شاید در همین آیندهیِ دور ، دوباره بتوانم آنچه را که از دست رفته ، دوباره به دست بیاورم! یا حداقل معنایی نو برای این ماندنِ ناخواسته بیابم.
#دلنوشته
بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل
بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل
این غم، که مراست کوه قافست، نه غم
این دل، که توراست، سنگ خاراست، نه دل
–رودکی
#شعر
یکی درد و یکی درمان پسندد
یک وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد
–بابا طاهر
#شعر
جای مهتاب،به تاریکی شب ها تو بتاب
من فدای تو، به جای همه گل ها تو بخند
–فریدون مشیری
#شعر