بچها فکر کنم اینکه تنهایی تخت رو درست کنی و فرش بشوری و کتابخونه جا به جا کنی اصلا درست نبود.
رفته بودم سر گوشی قدیمی آیدی بردارم الان دارم شات هایی رو میخونم که زبانم از گفتن حس قاصره. خیلی عجیبه چی بگم واقعا
کاش یه روزی برسه منم مثل مولانا انقدر خوشحال بشم که از سرِ ذوق قلم بردارم بنویسم مُرده بُدَم زنده شدم، گریه بُدَم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم.
هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
کنسر، اتفاقا خیلی بهتر از چیزی که فکر میکنی داری جلو میری ، به خودت افتخار کن.