خبر آمد که بر سرِ بیدستِ تو عمود زدند
ای وای بر من!
شیرِ بیشهام را با عمود کوفتند .
عباسم ، اگر شمشیر داشتی ،
هیچکس جرأت نمیکرد نزدیکت شود .
دیگر مرا امالبنین نخوانید .
وعدهی دیدار دادی ؛ تا قدم رنجه کنی
خاک قبر از اشک های شوق من گِل میشود
-۱۲۸
یادگار مـادر او را به غـارت بـردهانــــد
جامهیشاهیبهدستاینوآنافتادهبود