زاهد بشین بگویمت از می که غرق خون
عابس کشید بر سر خود آن به یک نفس
• مهموم همدانی
او ؛
تداعی کنندهٔ سیر من از عصیان به سوی
تعادل و از نفرت انتقام به سوی عشق بود .
ھر چی کمتر
تـو چشم مردم باشی ،
بیشتر بـه چشـم خـدا میای .
خالص شو تـا خلاص باشی .