شب گر رخ مهتاب نبیند سخت است
لب تشنه اگر آب نبیند سخت است
ما نوکر و تو ارباب مهدی جان
نوکر رخ ارباب نبیند سخت است .
از کتابی که بارها واژه به واژهاش را مزه کردهام جویا میشوند و از تکرارش گله میکنند؛ به گمانم نمیفهمند که به دنبال خود میگردم نه به دنبال قصه ی نگاشته بر کاغذ..!