29.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
〰🍃🌺✨〰 〰✨🌺🍃〰
﷽
🇮🇷 _#شـــهــیــدانـه
💢_ بیاد شهید مدافع امنیت و حجاب
#"سیدروح_الله_عجمیان" از کرج
🌷«خوش غیرت»
(قسمت شـشــم)
شادی روح پاک شهیدان صلوات
| 📻#روایــتـگـری_شـهـدا |
💌 @Maktabeh_shohada 💌
16.34M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
〰🍃🌺✨〰 〰✨🌺🍃〰
﷽
🇮🇷 _#شـــهــیــدانـه
💢_ بیاد شهید مدافع امنیت و حجاب
#"سیدروح_الله_عجمیان" از کرج
🌷«خوش غیرت»
(قسمت هـفــتـم)
شادی روح پاک شهیدان صلوات
| 📻#روایــتـگـری_شـهـدا |
💌 @Maktabeh_shohada 💌
تقلـبفقطیڪجـاجایزهداره!
اونهـمسرامتحـاناٺخُـدا
بایـدسرتوبگیـرۍبـالا،
ازروۍِبرگہشهدا
تـقلبڪنـے،،،♥️
#شهیدانه
@jihadmughniyeh_ir
شھادت
آغازخوشبختیاست؛
خوشبختیایکهپایانندارد؛
شھیدکهبشوی
خوشبختِابدیمیشوی:)💛!'
⇆ #شهیدانه'🦋!
🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷
💌 @Maktabeh_shohada 💌
شھادت
آغازخوشبختیاست؛
خوشبختیایکهپایانندارد؛
شھیدکهبشوی
خوشبختِابدیمیشوی:)💛!'
⇆ #شهیدانه'🦋!
🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷
💌 @Maktabeh_shohada 💌
🌷🕊🍃
گفت:
ازخداخواستم..
اینقدربهمنمشغلهبده:)
کهحتیفرصتفکرگناههمنڪنم:)
#حاج_قاسم
#شهیدانه
🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷
💌 @Maktabeh_shohada 💌
#شـهیـدانـه✨
🌹]🤍[🌹
جاده زندگے ام...
بدجور بہ پیچ و خم افتاده!
دلم محتاج #نیم نگاهے از شماست؛
اے_شهــید
اجابت ڪن دل خستہ ام را ...
برادرشهیدم❣
💌@Maktabeh_shohada💌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
°درخواست شهید مدافع حرم سجاد مرادی :
هر کسی اذیت نمیشه و پیام منو می شنوه یک روز برا ما نماز بخونه، ممنون میشیم❤️
•
°زیباترین قسمتش فقط
اونجاست که میگه :
ان شاءالله اونور جبران بکنیم!🌱
😭😭😭😭😭😭😭
°برادران و خواهران جهت شادی روح شهید سجاد مرادی این ویدیو را در گروهها و کانالها قرار دهید. اجرکم عندالله 🙂
#شهیدانه
#لبیک_یا_خامنه_ای
#عشق
💌@Maktabeh_shohada💌
خوشا آنان که بر بال ملائک،
نشستند و صفا کردند و رفتند...
#شهیدانه🤍
💌 @Maktabeh_shohada 💌
خـداوندا روزی از تـو شهادت مـیـخواهم؛
که از همه چیز خبری هست الا «شهادت»
به یاد شهید #عـرفـه حاج احمد کاظمی
#شهیدانه
#مکتب_شهدا
https://eitaa.com/Maktabeh_shohada
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
حاج آقا یاد چی افتادی؟؟
یاد شهدا افتادم ...😭
گریهی سید در مسیر نیویورک..
#شهید_رئیسی 😭🥀
#در_راه_فتح_قله_ایم
#شهیدانه
#مکتب_شهدا🇮🇷🌷
https://eitaa.com/Maktabeh_shohada
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌹شهیدی که بعلت لو ندادن عملیات زنده سرش را بریدند
🌹عباسعلی فتاحی بچه دولت آباد اصفهان بود حدود ۱۷ سال سن داشت.
سال شصت به شش زبان زندهی دنیا تسلط داشت تک فرزند خانواده هم بود زمان جنگ اومد و گفت:
مامان میخوام برم جبهه.
مادر گفت: عباسم! تو عصای دستمی، کجا میخوای بری؟
🌹عباسعلی گفت: امام گفته.
مادرش گفت: اگه امام گفته برو عزیزم…عباس اومد جبهه.
خیلی ها می شناختنش.
گفتند بذاریدش پرسنلی یا جای بی خطر تا اتفاقی براش نیفته.
اما خودش گفت:
اسم منو بنویس میخوام برم گردان تخریب.
فکر کردند نمی دونه تخریب کجاست.
گفتند: آقای عباسعلی فتاحی!
تخریب حساس ترین جای جبهه است و کوچکترین اشتباه، بزرگترین اشتباهه… بالاخره عباسعلی با اصرار رفت تخریب و مدتها توی اونجا موند.
یه روز شهید حسین خرازی گفت:
چند نفر میخوام که برن پل چهل دهنه روی رودخونه دوویرج رو منفجر کنن.
پل کیلومترها پشت سر عراقیها بود…
پنج نفر داوطلب شدند که اولینشون عباسعلی بود.
قبل از رفتن..
حاج حسین خرازی خواستشون و گفت:
” به هیچوجه با عراقی ها درگیر نمی شید.
فقط پل رو منفجر کنید و برگردید.
اگر هم عراقی ها فهمیدند و درگیر شدید حق اسیر شدن ندارین که عملیات لو بره…
تخریبچی ها رفتند…
یه مدت بعد خبر رسید تخریبچی ها برگشتند و پل هم منفجر نشده، یکی شونم برنگشته…
اونایی که برگشته بودند
گفتند: نزدیک پل بودیم که عراقی ها فهمیدن و درگیر شدیم.
تیر خورد به پای عباسعلی و اسیر شد…
زمزمه لغو عملیات مطرح شد.
گفتند: ممکنه عباسعلی توی شکنجه ها لو بده!
پسر عموی عباسعلی اومد و گفت:
حسین! عباسعلی سنش کمه اما خیلی مرده، سرش بره زبونش باز نمیشه برید عملیات کنید…
🇮🇷عملیات فتح المبین انجام شد و پیروز شدیم.
رسیدیم رودخانه دوویرج و زیر پل یه جنازه دیدیم که نه پلاک داشت و نه کارت شناسایی.
سر هم نداشت.
پسر عموی عباسعلی اومد و گفت:
این عباسعلیه!
گفتم سرش بره زبونش باز نمیشه…
اسرای عراقی میگفتند:
روی پل هر چه عباسعلی رو شکنجه کردند چیزی نگفته…
اونا هم زنده زنده سرش رو بریدند…😭
🌹جنازه اش رو آوردند اصفهان تحویل مادرش بدهند.
گفتند به مادرش نگید سر نداره.
وقت تشییع مادر گفت:
صبر کنین این بچه یکی یه دونه من بوده، تا نبینمش نمیذارم دفنش کنین!
گفتن مادر بیخیال. نمیشه…
مادر گفت: بخدا قسم نمیذارم.
گفتند: باشه!
ولی فقط تا سینه اش رو می تونین ببینین.
یهو مادر گفت:
نکنه میخواین بگین عباسم سر نداره؟
گفتند: مادر! عراقیها سر عباست رو بریدند.
🌹مادر گفت: پس میخوام عباسمو ببینم…
🌹مادر اومد و کفن رو باز کرد.
شروع کرد جای جای بدن عباس رو بوسیدن تا رسید به گردن.
🌹پنبه هایی که گذاشته بودن روی گلو رو کنار زد( یاد گودی قتلگاه و مادر سادات) و خم شد رگ های عباس رو بوسید.
🌹و مادر شهید عباسعلی فتاحی بعد از اون بوسه دیگه حرف نزد…
🌹(یاد شهدا و این شهید جوانمرد را حفظ کنیم ولو با ارسال این روایت زیبا به یک نفر حتی شده با یک صلوات)
🌹شادی روح پاک شهدا صلوات:
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌹
🌟😔 مسئولان گرامی و مردم عزیز یادمان باشه این کشور و آرامش و امنیت به سادگی به دست نیومده که با چندتا لبخند و سیاست بازی و سرگرمی از دست بدهیم
#شهیدانه
#تلنگرانه