eitaa logo
مۭــڶــګــا мαłeκα🪐
47 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
504 ویدیو
30 فایل
مۭــڶــګــا мαłeκα🪐 بسم‌اللھ‌ِ‌الذی‌خلق‌ حُسین''؏'':)! ما‌نسلی‌هَستیم. که‌ازخیابان‌های‌خرابه‌سوریه تاکوچه‌خیابان‌های‌مشهد برای‌حفاظت‌ازعَقیدِمان‌میجنگیم:)🪐♥️ =:) @Rememberthat میشنویم :))) https://harfeto.timefriend.net/16662462617883
مشاهده در ایتا
دانلود
وحید گفت: _کجایی؟😳 نگاهش کردم. -تو ابر ها،دارم پرواز میکنم. خندید.😂 تو حرم امام علی(ع) نشسته بودیم.❤️ پسرها خواب بودن😴 و فاطمه سادات با کتابش😊 مشغول بود.مثلا مثل ما داشت دعا میخوند.وحید گفت: _زهرا😍 نگاهش کردم. -جانم.☺️ جدی گفت: _خیلی خانومی.😍 بالبخند گفتم: _ما بیشتر.☺ خندید.بالبخند گفت: _من تا چند وقت پیش خیلی شرمنده بودم که تو بخاطر من این همه سختی تو زندگیمون تحمل کردی.ولی چند وقته فهمیدم اونی که باید شرمنده باشه من نیستم،تو هستی.️☺ یعنی چی؟😳 فکر میکنم اون همه سختی ای که من کشیدم برای این بوده که چون تو خیلی بزرگی☺️☝️ بامتحاناتت سخت تره.درواقع من هیزم تری بودم که با خشک ها باهم سوختیم.️☺ خنده م گرفت.گفتم: _من از همون فردای عقدمون عاشق این ضرب المثل استفاده کردن های شما شدم.😍 وحید هم خندید.😁جدی گفتم: _اینم هست ولی همه ی قضیه این نیست.😊✋ - یعنی چی؟!
ما نمیتونیم بگیم کارهای خدا چیه،چون ما عالم به غیب نیستیم.اما چیزی که به ذهن من میرسه اینه؛ یکی بود،یکی نبود،غیر از خدا هیچکس نبود.. تو میلیاردها آدمی که رو زمین🌎 وجود داره،یه وحید موحد بود و یه زهرا روشن.این دو تا باید تو یه مرحله ای به هم میرسیدن.برای اینکه این دو تا وقتی به هم رسیدن،بهتر بتونن بندگی کنن،باید به یه حدی از میرسیدن.وحید موحد باید پخته میشد،تو آرام پز.زهرا روشن تو کوره...?𑹇مه ی اتفاقات زندگی ما رو بود.حتی روزها و ثانیه هاش.شاید اون موقع به نظر من و شما وقت خوبی نبود ولی همه چیزش رو حسابه. ?𑸧ینکه وحید موحد کی اتفاقی زهرا روشن رو ببینه، ?𑸧ینکه کدوم وجه زهرا روشن رو ببینه که بیشتر عاشقش بشه، ?𑸧ینکه زهرا روشن کی با امین رضاپور ازدواج کنه، ?𑸧ینکه امین رضاپور کی شهید بشه، ?𑸧ینکه پیکرش کی برگرده، ?𑸧ینکه وقتی شهید میشه با کی باشه، همش رو بود.اگه اون وقتی که اومدی خاستگاری من،من قبول میکردم،االن این که برات دارم رو نداشتم.اون یکسال زمان الزم بود تا شما منو بیشتر بشناسی.من و شما هر دو مون به این زمان ها نیاز داشتیم. نه شما بخاطر من منتظر موندی،نه من بخاطر شما.. خدا سختی هایی پیش پای ما گذاشت تا کمکمون کنه باشیم. میبینی؟ما به خدا خیلی .همه ی زندگی ما خداست،حتی ها مون هم لطفش بوده و هست..من و شما باهم میشیم. سختی ها مون برای هر دو مون به یه اندازه امتحانه. بیشتر شده.ازت میخوام کمکم کنی.هم برام خیلی دعا کن،هم به هایی￾زهرا،زندگیمون بازهم میشه...کار من تغییر کرده. که برای کارم میدی نیاز دارم،هم به دادن هات،هم اینکه مثل سابق نیروها مو تقویت کنی. بالبخند گفتم:
و پارت آخر رمان
و قسمت(پارت) آخر😍❤️‍🩹 💖✨ _اون وقت خودت چکار میکنی؟همه کارهاتو که داری میگی من انجام بدم.😁 خندید و گفت: _آره دیگه.کم کم فرماندهی کن.😍 -این کارو که الآنم دارم میکنم..😉😏من الانم فرمانده خونه و شوهرم هستم..یه کار جدید بگو.😂 باهم خندیدیم.😃وحیدعاشقانه نگاهم کرد و گفت: _زهرا،خیلی دوست دارم..خیلی خیلی.❤️😍 -ما بیشتر.️☺😍 وحید مهرشو گذاشت جلوش و گفت: _میخوام نماز✨ بخونم،برای از خدا،بخاطر داشتن تو.💝✋ بعد بلند شد و تکبیر گفت.منم دو قدم رفتم عقب تر و خوندم بخاطر داشتن وحید. بعد نماز گفتم ✨*خدایا هر چی تو بخوای*✨ تا هر جا بخوای هستم.خیلی کمکمون کن،مثل همیشه...💖 🌷پایان🌷
مۭــڶــګــا мαłeκα🪐
و قسمت(پارت) آخر😍❤️‍🩹 #رمان_هرچی_تو_بخوای💖✨ _اون وقت خودت چکار میکنی؟همه کارهاتو که داری میگی من
🏖داستان زندگی ما مثل یک کتاب رمان است. ما رمان را تند ورق میزنیم تا به پایان قصه و پایان ماجرای کاراکترهای داستان برسیم اما دریغ از اینکه داستان و قصه در پایانِ آن نیست بلکه در تک تک ورق های این کتاب است روزهای زندگی را هم تند تند ورق می زنیم و فکر می کنیم چیزی آن سوی روزها پنهان شده، درحالیکه همین روزها آن چیزیست که باید دریابیم و درکش کنیم و چقدر دیر می فهمیم که بیشتر غصه‌هایی که خوردیم، نه خوردنی بود نه پوشیدنی، فقط دور ریختنی بود. زندگی، همین روزهاییست که منتظر گذشتنش هستیم. یک رمان رو هم در کنار هم به پایان رسوندیم☺️ رمان خوب بود؟ حرفی داشتید با گوش جان میشنویم. پیشنهاد رمان اگر دارید حتما بگید😊 https://harfeto.timefriend.net/16662462617883
به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیست 😢💔
عزیزدلم ²³⁵ تایی شدنت مباااارک ✨🎊 انشالله ²⁴⁰تایی شدنت 💖🌾
اینم یه چند تا مدل لباس گشنگ✨💚
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
︙𝗩𝗹𝗼𝗴 ولاگ‌دانشگاه‌علوم‌پزشکی‌همدان🥼💕 چندلحظه‌ای‌آرزومونوزندگی‌کنیم 🥺 -@Malekab💗-
فردا همگی افطاری مهمونِ من:🌙😅 آدرس توی عکس هست؛ ناراحت میشم اگر نیاین😂!