eitaa logo
мαɴαreм
240 دنبال‌کننده
561 عکس
94 ویدیو
0 فایل
[ بِسم‌ِرَب‌ِّماه‌ِچشمانش ] اینجا‌ مانارِم‌ به‌ معنای‌ ِماندگار‌ ِمن‌ .. برای قدم زدن در کوچه پس‌کوچه‌های ِخیال .. برای برگشتن به آغوش ِخود .. برای حس ِلمس ِابدیت .
مشاهده در ایتا
دانلود
мαɴαreм
- سهم‌من از لب هاۍ تو یک بوسھ باشد‌ڪافے‌ست ! - سامیه
یار منو پیدا کنید این متنه قشنگه بود براش بوخونَم :/😌💔😐🤣
:)'
عجیب دارم جواب همه‌رو با دو نقطه میدم :)'
ولی رفیق داشتن اونجاییش خوبه که وقتی سردت میشه لباس اونو میپوشی :)🙂😂
هدایت شده از _خرمالویِ‌من...(:
بله... می‌خوام از این کمد لباس تخدیم کنم🙂😂 چون می‌دونم نصفتون از اینا دوس دارین... سو... اگه دوست داشتی فور کن🙂♥️
بله کم کم داریم به لحظات و روزهای ملکوتی نابود شدن توسط عوامل بیرونی میرسیم :/
حوصلم پوکیده ، گفتم اینجاهم بگم ..🚶🏿‍♂
هر چیزی که تا همین دیشب میتونست خوشحالم کنه الان با یه لبخند کج از کنارش میگذرم و این داره اذیتم میکنه :"))🚶🏿‍♂
یک چیزی پیشنهاد بدین جهت به حال اومدن :)
ولی آمار خیلی رو مخمه :/!😐 چهار تا میاد بالا و میره پایین ..🚶🏿‍♂
هدایت شده از هیچ²
گفت : "دعوا کردین!؟" ابروهامو بالا انداختم گفتم : "معلومه ک نه " بادش ‌خابید ؛ گفت :" قهرین ؟" تلخند زدم گفتم : " اونم نه " حرصی گفت : " پس چی ؟ " دستمو زد زیر چونمو قهومو مزه مزه کردم گفتم : " ازش فاصله گرفتم ، نه اونقدری که گمش کنم نه اونقدری که کسی بینمونو پر کنه ازش فاصله گرفتم ولی منو ببینه که براش کی بودم خودش برام کی بود با بقیه چه فرقی داشت و در اینده دلش میخاست چی باشم براش. . " مکث کردم تا توصیف بهتری پیدا کنم " اها سرسنگینم باهاش . . " دست به سینه تکیه زد به صندلی گفت اها منو باش توقع یه جنگ و دعوای درست حسابی داشتم . . زدم زیر خنده گفتم : " اونی که جلوم وایساده دشمنم نیستااا یه تیکه از قلبمه هرچی که بشه بینمون بازم پشتش وایمیستم نه جلوش حتی بخاطرش با عالم و ادم میجنگم " چشماشو تو کاسه چرخوند گفت : " لامصب یه دعوایی قهری گریه ای چیزی . . " گوشه ابرومو خاروندم و گفتم : " قهر عادی میشه گریه بیخیال و بی اهمیتش میکنه دعوا دورترم میکنه ازش قهر و گریه و گزاشتم برای موقعه مبادا . . " خندید و گفت : " خُل شدی بخدا . . " زدم زیر خنده گفتم : " خُل یه کلمه کلیه من الان دیوونشم ؛ دیوونه . . " راست میگفت دیونه بود