мαɴαreм
- سهممن از لب هاۍ تو یک بوسھ باشدڪافےست ! - سامیه
یار منو پیدا کنید این متنه قشنگه بود براش بوخونَم :/😌💔😐🤣
هر چیزی که تا همین دیشب میتونست خوشحالم کنه الان با یه لبخند کج از کنارش میگذرم و این داره اذیتم میکنه :"))🚶🏿♂
هدایت شده از هیچ²
گفت : "دعوا کردین!؟"
ابروهامو بالا انداختم گفتم : "معلومه ک نه "
بادش خابید ؛ گفت :" قهرین ؟"
تلخند زدم گفتم : " اونم نه "
حرصی گفت : " پس چی ؟ "
دستمو زد زیر چونمو قهومو مزه مزه کردم گفتم :
" ازش فاصله گرفتم ، نه اونقدری که گمش کنم
نه اونقدری که کسی بینمونو پر کنه
ازش فاصله گرفتم
ولی منو ببینه که براش کی بودم
خودش برام کی بود
با بقیه چه فرقی داشت
و در اینده دلش میخاست چی باشم براش. . "
مکث کردم تا توصیف بهتری پیدا کنم
" اها سرسنگینم باهاش . . "
دست به سینه تکیه زد به صندلی گفت اها منو باش توقع یه جنگ و دعوای درست حسابی داشتم . .
زدم زیر خنده گفتم : " اونی که جلوم وایساده دشمنم نیستااا
یه تیکه از قلبمه
هرچی که بشه بینمون بازم پشتش وایمیستم نه جلوش
حتی بخاطرش با عالم و ادم میجنگم "
چشماشو تو کاسه چرخوند گفت : " لامصب یه دعوایی
قهری
گریه ای چیزی . . "
گوشه ابرومو خاروندم و گفتم : " قهر عادی میشه
گریه بیخیال و بی اهمیتش میکنه
دعوا دورترم میکنه ازش
قهر و گریه و گزاشتم برای موقعه مبادا . . "
خندید و گفت : " خُل شدی بخدا . . "
زدم زیر خنده گفتم : " خُل یه کلمه کلیه
من الان دیوونشم ؛ دیوونه . . "
راست میگفت دیونه بود