داروخانه معنوی
#احسن_القصص 🍀میرزا ابوالقاسم بن حسن معروف به میرزای قمی(۱۴) مکاشفه ای است از حاج ملّا علی کنی راز
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
#احسن_القصص
🍀میرزا ابوالقاسم بن حسن معروف به میرزای قمی(۱۵)
نشنیدم چه خواندند. بدون طول زمان آمدند به سمت پشت سر مطهر که زیارت حضرت علی بن الحسین و سایر شهدا علیهم السّلام را بخوانند. به قسمی از نزدیک احقر عبور کردند که گمانم این است که دامن قباشان به زانوی من که به همان طور نشسته بودم برخورد.پس از آنکه از پیش حقیر گذشتند من ملتفت شدم و به حالت دیگر خود را دیده، گفتم:یعنی چه، این چه حکایت باشد؟! پادشاه ایران به زیارت حضرت- و بی خبر و بی صدا که هیچ قبل از این نشنیده بودیم- می آید. نه های هویی، نه استقبالی، نه جمعیتی. من در تعجب شدم. برخواستم. گفتم: حالا می روم و با ایشان سؤال و جواب می کنم. با اینکه به قدر زیارت حضرت علی بن الحسین علیهما السّلام اگر گذشته باشد رفتم در پایین پای شریف، کسی را ندیدم. در قرب پنجره مقام شهدا کسی را ندیدم. رفتم بیرون در رواق، در درب رواق که از ایوان طلا داخل می شوند دو سه نفر خادم را دیدم که آنها مرا می شناختند. ترسیدم از آنها خاقان مغفور را به اسم سؤال کنم که آمد [و] مشرّف شد [و] دیدید چه شد؟! ترسیدم طورهای دیگر در حقّم بگویند. به وصف پرسیدم که شخصی ایرانی با ریش بلند و قباء بلند در همین ساعت از حرم بیرون آمد، دیدید؟ گفتند: ندیدیم. آمدم پیش کفشدار سمت مشرقی. بالجمله از همه کفشدارها حتی کفشدارهای رواق مقدّس پرسیدم. همه گفتند ما ندیدیم.
وقت این واقعه را در خاطر ندارم. امّا من همین قدر می دانم که واقعه در حال وفات ایشان بوده که هنوز خبر وفات ایشان به کربلای معلّی نرسیده بود. لکن به تهران که آمدم
ادامه دارد...
#شرح_حال_اولیاء_خدا
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
حکمت ۱۸۹ 🌺ارزش صبر و خطر بیتابی(اخلاقی) 🎇🎇#حکمت۱۸۹ 🎇🎇🎇 ✨ وَ قَالَ ( عليه السلام ) : مَنْ لَمْ يُ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
حکمت ۱۸۹ 🌺ارزش صبر و خطر بیتابی(اخلاقی) 🎇🎇#حکمت۱۸۹ 🎇🎇🎇 ✨ وَ قَالَ ( عليه السلام ) : مَنْ لَمْ يُ
حکمت ۱۹۰
✅معیار امامت (اعتقادی، معنوی)
🎇🎇#حکمت۱۹۰ 🎇🎇🎇
✨وَ قَالَ ( عليه السلام ) : وَا عَجَبَاهْ أَ تَكُونُ الْخِلَافَةُ بِالصَّحَابَةِ وَ الْقَرَابَةِ .
قال الرضي : و روي له شعر في هذا المعني :
فإن كنت بالشوري ملكت أمورهم * فكيف بهذا و المشيرون غيب
و إن كنت بالقربي حججت خصيمهم * فغيرك أولي بالنبي و أقرب
💥و درود خدا بر او فرمود: شگفتا! آيا معيار خلافت صحابي پيامبر بودن است؟ اما صحابي بودن و خويشاوندي ملاك نيست؟ (از امام شعري در همين مسئله نقل شد كه به ابابكر فرمود) اگر ادعا مي كني با شوراي مسلمين به خلافت رسيدي، چه شورايي بود كه راي دهندگان حضور نداشتند؟ و اگر خويشاوندي را حجت مي آوري، ديگران از تو به پيامبر نزديك تر و سزاوارترند
#نهج_البلاغه
💠باهم نهج البلاغه بخوانیم
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
📙 #رمان #خالڪوبی_تا_شهـادت قسمت_هــشـتم ✍ میگفت میروم آلمان، اما از سوریه سر درآوردمجید تصمیمش ر
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
📙 #رمان #خالڪوبی_تا_شهـادت قسمت_هــشـتم ✍ میگفت میروم آلمان، اما از سوریه سر درآوردمجید تصمیمش ر
📙 #رمان
#خالڪوبی_تا_شهـادت
قسمت_نــهـم
✍وقتی رفت تمام جیبهایش را خالی میڪند «مدافعان برای پول میروند» این تڪراریترین جمله این روزهاست ڪه مجید را بارها آزار داده است. بارها آزاردیده است وقتی گفتهاند ۷۰ میلیون توی حسابش ریختهاند و در گوش خانوادهاش خواندهاند که مجید به خاطر پول میرود. پدر مجید میگویند: «آنقدر آشنا و غریبه به ما گفتند ڪه برای مجید پول ریختهاند ڪه اینطور تلاش میڪند. باورمان شده بود. یڪ روز سند مغازه را به مجید دادم. گفتم این سند را بگیر، اگر فروختی همه پولش برای خودت. هر کاری میخواهی بڪن. حتی اگر میخواهی سند خانه را هم میدهم. تو را به خدا به خاطر پول نرو. مجید خیلی عصبانی میشود و بارها پایش را به زمین میڪوبد و فریاد میگوید: «به خدا اگر خود خدا هم بیاید و بگوید نرو من بازهم میروم. من خیلی به همریختم.» مجید تصمیمش را گرفته است. یڪ روز بیقید به تمام حرفهایی ڪه پشت سرش میزنند. ڪارتهای بانکیاش را روی میز میگذارد و جیبهایش را خالی میڪند. تا ثابت ڪند هیچ پولی در ڪار نیست و ثابت ڪند چیز دیگری است ڪه او را میڪشاند. حالا تمام این رفتارها از پسر وابسته دیروز ڪه بدون مادرش حتی مدرسه نمیرفت خیلی عجیب است: «وقتی ڪارتهایش را گذاشت روی میز و رفت حدود ۵ میلیون تومان در حسابش بود. مجید داوطلبانه رفت و هیچ پولی نگرفت. حتی بعد از شهادتش هم خبری نشد. عید امسال با ۵ میلیونی ڪه در حسابش بود بهعنوان عیدی از طرف مجید برای خواهرهایش طلا خریدم.»
👈شهید مجید قربانخانی 💐
⏪ ادامہ_دارد...
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
#نماز_شب
💠آیت الله ناصری دولت آبادی
🔸خیلی سفارش شده به سحرخیزی و نماز شب وقرآئت قرآن در دل شب.
ولی اگر یک شب حال نماز و دعا هم نبود، کسی سحر بیدار شد ولو نشسته و چای خورده است، همین خوب است، خود بیداری شب، اثر دارد.👌
🔸 بنشین، یک کم در عظمت خدا فکر کن، در خودت فکر کن که من کجا بودم؟ کجا آمدم؟ به کجا می روم؟ کی من را اینجا آورد؟
همین را فکر بکنی، برایت کافی است. ببین حال تو چه می شود؟
خدا می داند.
در مورد اعمالت فکر کن به خدا بگو: «شیطان من را فریب داد. نمی خواستم مخالفت تو را بکنم».
#نماز_شب_را_به_نیت_ظهور_میخوانیم
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا