دم غروب بود تلفنم زنگ خورد جواب دادم شماره غریبی بود؛ مجید بود؛ گفت سوریه هستم و حرم حضرت زینب به جای شما هم نائب الزیاره هستم و هم نماز خواندم؛ در حالی كه مجید بدون خداحافظی رفت و قبل از رفتنش هم گفت می روم سوریه؛ من هم گفتم رفتنت با خودت برگشتنت با خداست؛ من به مجید گفتم حلالت كردم، مجید با حضرت زینب عهد كرده بود كه من شهید می شوم اما پیكرم را نمی خواهم كسی ببیند چون مجید بدنش خالكوبی بود و پس ۳ سال و ۳ ماه با چند تكه استخوان سوخته و سیاه برگشت.
پدر شهید : در عملیات سوریه به این رزمندگان دستور عقب نشینی كه می دهند مجید به چند نفر از رزمندگان می گوید كه هیچكس حق برگشتن ندارد آمدیم از حرم حضرت زینب(س) دفاع كنیم اگر عقب نشینی كنیم دشمن جلو می آید و این منطقه را می گیرد؛ عقب نرفتند و مجید خود را به خط مقدم عملیات می رساند تا ساعت ۱۶ مقاومت می كنند و بعد از اینكه اینها به عقب بر می گردند نه فشنگ و نه آبی داشتند؛ ساعت ۱۷ و ۳۰ بود كه ۱۳ نفر شهید شده بودند كه ۱۱ پیكر جامانده بود و ۲ پیكر را برگشت دادند به عقب؛ مجید شماره تلفن من را به یكی از دوستانش داده بود و گفته بود كه هر اتفاقی برای من افتاد به این شماره اطلاع بدهد.
همان غروب چند نفر با دوربین نگاه می كنند كه چطور برگردند و پیكر بچه ها را بیاورند عقب؛ یكی از آنها می گوید دوربین كه نگاه می كردم دیدم یك ماشین آمد و ۳ نفر پیاده شدند بچه ها را به رگبار بستند كه اولین آنها مجید بود و مجید را پشت ماشین انداختند و پیكر او را بردند؛ سال ۹۷ كه من به سوریه رفتم و نوكری حضرت را می كردم حدود ۱۰ روز ماندم و دم غروب بود منتظر هواپیما بودیم به همراه ۲۴ پدر شهید كه دو نفر آمدند و یكی از آنها گفت من فیلم شهید قربانخانی را دارم.
از او خواستم فیلم را ببینم و دیدم. گفت من پیكر آقا مجید را دیدم كه داعش به درخت آویزان كرده بودند، من نمی دانم چه خصومتی با مجید داشتند از آن ۱۱ پیكر فقط مجید را بردند كه نمی دانم چه كرده بود؛ فرمانده آنها را زده بود كه این بدن مجید را مثل آبكش تیرباران كرده بودند.
تولد علی اكبر علیه السلام بود كه مجید را آورند و ما گفتیم در قطعه شهدای گمنام دفن شود ما به حضرت زهرا (س) مجید را هدیه دادیم.
تولد حضرت رقیه بود كه مجید خاكسپاری شد، ما برای مجید هیچوقت سالگرد نمی گیریم تولد می گیریم ما دوست داشتیم مجید را در لباس دامادی ببینیم اما او رفت و داماد آسمانی شد برای او تولد می گیریم و برای دختر و پسران بی بضاعت كه توانایی گرفتن جشن ندارند سال اول شروع كردیم و امسال سال چهارم بود كه ۴ زوج در روز تولد آقا مجید جشن عروسی آنها را می گیریم و تا كنون ۱۰ عروس و داماد با این شیوه راهی خانه بخت شدند؛ هر سال یك زوج اضافه می شود كه در روز تولد مجید جشن شان را می گیریم.
💬 نظرات
#نماز_شب 🌙🌔
✍گاهی بعضی توفیقات را باید به اجبار برای خود ایجاد کرد. خواندن قضای #نماز_شب یکی از این راههاست.
⁉️هر چه تلاش می کنم تا نمازشب خوان شوم، نمی شود چه کنم؟
✅پاسخ آیت الله جاودان:
اولا بکوشید شبهای خودتان را مراقبت کنید
و ثانیا #قضای نمازشب را در روز بخوانید ان شاالله خدای متعال کمک خواهد کرد."
#نماز_شب_را_به_نیت_ظهور_میخوانیم
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
💬 نظرات
854.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از داروخانه معنوی
از جُملہ د؏ــــآهـــــآیے ڪہ؛
﴿شِیـــــخ جَعـــــفر مُجتهد؎﴾(رہ) مُڪرر توصّیہ مےڪَردند :
خوٰاندن ﴿زیـــــآرت ٰال یٰاسیـــــن✿ ﴾
در نُہ⁹ روزهنگام بین الطُلو؏ـــــین بود ڪِہ آثـــــآر ؏ـَــــجیبے دَر پے دٰارد۔۔۔۔♡♡♡
#سخن_بزرگان
#بین_الطلوعین
#زیارت_ال_یس
@Manavi_2
هدایت شده از داروخانه معنوی
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ا༻⃘⃕࿇﷽༻⃘⃕❀ا
#استوری
پنجشنبہ١٤٠٤/١٠/١٨🌹
⇇دلـــتنـــگ حَـــرمتـــم..
دردٰامـــو بہ تُـــو نگـــم به کـــے بگـــم؟!
#امام_حسین
#پنجشنبههایحسینی
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
💬 نظرات