داروخانه معنوی
حکمت ۲۴۱ آینده دردناک ستمکاران(سیاسی) 🎇🎇#حکمت۲۴۱ 🎇🎇🎇 ✨ وَ قَالَ ( عليه السلام ) : يَوْمُ الْمَظْ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
حکمت ۲۴۱ آینده دردناک ستمکاران(سیاسی) 🎇🎇#حکمت۲۴۱ 🎇🎇🎇 ✨ وَ قَالَ ( عليه السلام ) : يَوْمُ الْمَظْ
حکمت ۲۴۲
🍃ارزش ترس از خداوند(اخلاقی،اعتقادی)
🎇🎇#حکمت۲۴۲ 🎇🎇🎇
✨ وَ قَالَ ( عليه السلام ) : اتَّقِ اللَّهَ بَعْضَ التُّقَي وَ إِنْ قَلَّ وَ اجْعَلْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اللَّهِ سِتْراً وَ إِنْ رَقَّ
✅و درود خدا بر او فرمود: از خدا بترس هر چند اندك، ميان خود و خدا پرده اي قرار ده هر چند نازك.
#نهج_البلاغه
💠باهم نهج البلاغه بخوانیم
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
ا༻⃘⃕࿇﷽༻⃘⃕❀ا
«امـــام شَهیـــدعـــلّےخــٰـامنہ ا؎𑁍»
□□ آمـــریـــکا بہ دســـت تـــرامـــپ
غَـــرق خـــواهـــد شـــد.
ان شاالله... 🇮🇷
#سخن_بزرگان
#مرگ_بر_امریکا
#مرگ_بر_اسرائیل
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
ا༻⃘⃕࿇﷽༻⃘⃕❀ا
﴿حضـــرت آیتالله بهجـــت قدسسره𑁍﴾:
مـــا الآن(در دوران غیبت) بہ حسب ظاهــر، ســـلاحے بـــالاتـــر أز دعـــا نـــداریـــم؛
و دعـــای مـــا یـــقیـــناً مـــؤثـــر أســـت.
حتے أگـــر هـــم فـــرض کـــنیـــم کہ
أثـــرش بـــألـــفـــعل نـــبـــاشـــد،
یـــک مقـــداری جلـــوتـــر مےافـــتـــد؛
تـــأثیـــرش جـــلـــوتـــر أســـت.
بخـــواهیـــم أز خـــدا کہ
دولـــت مفســـدیـــن را منقـــرض کـــنـــد.
📚 کتاب حضرت حجت(عج) ص²²⁶
#سخن_بزرگان
#مرگ_بر_امریکا
#مرگ_بر_اسرائیل
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
✍💞💞✍✍💞💞✍ 💓 #رمان جذاب و نیمه واقعی 💓 #دست_و_پاچلفتی 💓قسمت ۱۶ 🍃از زبان مجید🍃 . خیلی خوشحال بودم ا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
✍💞💞✍✍💞💞✍ 💓 #رمان جذاب و نیمه واقعی 💓 #دست_و_پاچلفتی 💓قسمت ۱۶ 🍃از زبان مجید🍃 . خیلی خوشحال بودم ا
✍💞💞✍✍💞💞✍
💓 #رمان جذاب و نیمه واقعی
💓 #دست_و_پاچلفتی
💓قسمت ۱۷
🍃از زبان مینا 🍃
توی کلاسمون یه پسره هست که از همون روز اول نظرم رو جلب کرده
نوع حرف زدنش...نوع لباس پوشیدنش...حرکاتش و خلاصه همه چیز
محسن پسری قد بلند و خوش استیله با موهایی همیشه مرتب و بالا زده و پیشونی بلند و ته ریش خیلی کوتاه
از اون پسرایی که میشه بهشون اعتماد و تکیه کرد
از بچه ها شنیده بودم محسن اول رفته سربازی و بعدش اومده دانشگاه و یه یه چهار سالی از ما بزرگتره
شاید به خاطر همینه که مرد شده
توی کلاس همیشه با استادا شوخی میکرد و یه جورایی بزرگ کلاسمون بود
استادا هم معمولا باهاش خوب بودن
توی همین یک ماه اول دانشگاه فکر و ذکرم شده بود محسن و همش بهش فکر میکردم.
تو خونه..تو کلاس...تو راه دانشگاه...تو مهمونی
حتی روزهایی که کلاس نمیومد حوصله ی گوش دادن به درس نداشتم
.
حتی روزایی که با دوستام، شیوا و سحر بین کلاسها میرفتیم بوفه ی دانشگاه و اونا از دوست پسرهاشون حرف میزدن و میخندیدن من همیشه محسن تو ذهنم میومد که دارم همین شوخیا رو با اون میکنگ و برا خودم رویا بافی میکردم.
.
یه روز شیوا ازم پرسید
-مینا تو دوس پسر نداری؟
-چیی؟...نه....بابام منو میکشهما از اون خونواده هاش نیستیم ...
-فک کردی باباهای ما بفهمن به ما مدال طلا میدن؟
خب پس چرا دارین؟
-یعنی میخوای مثل عهد بوق ازدواج کنی؟
-نه ولی خب زیر نظر خانواده ها اشنا میشیم
- زیر نظر خانواده ها اگه خوشت نیومد میتونی بزنی زیر همه چیز؟بعد مگه اونموقع چقدر وقت برا شناخت پسرا داری؟چجور میخوای بفهمی اصلا دوستت داره یا نه؟
-نمیدونم
-پس بیخودی حرف نزن...اصن بگو ببینم تا حالا کسی عاشقت شده یا خودت عاشق کسی شدی؟
-نمیدونم...ولی پسرخالم یه کارایی میکنه انگار دوسم داره...
-ااااا...بهت چیزی هم گفته؟ -نه حرفی نزده فقط حدس زدم
-خب حدسو ولش کن.پسرا اگه واقعا عاشق باشن همون اول میگن...حالا تو هم دوسش داری یا نه؟
-زیاد ازش خوشم نمیاد
-چرا؟
_از اون پسرای مذهبی و سخت گیره...حس میکنم خیلی محدودم میکنه...شاید بیشتر از خانوادم..
-پس ولش کن...بهتر...فامیل چیه اخه...مگه خاله بازیه
-اوهوم...
-حالا به جز اون چی؟
-راستش...
-چی؟
یه نفر هست دوستش دارم
-ااااا...مبارکه ناقلا...حالا کی هست؟؟
-محسن
-همین محسن خودمون؟
-اره
خب خودش چی؟اونم دوستت داره؟
-نمیدونم نظرشو...
-بابا تو هم که با هیشکی حرف نمیزنی ولی اصن نگران نباش خودم حلش میکنم
-نه...نه...نمیخوام ابرو ریزی بشه.
-ابرو ریزی چیه جوری عاشقش میکنم فک کنه خودش عاشق شده
💞ادامه دارد...
✍نویسنده؛ سیدمهدی بنی هاشمی
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
✍💞💞✍✍💞💞✍ 💓 #رمان جذاب و نیمه واقعی 💓 #دست_و_پاچلفتی 💓قسمت ۱۷ 🍃از زبان مینا 🍃 توی کلاسمون یه پسر
✍💞💞✍✍💞💞✍
💓 #رمان جذاب و نیمه واقعی
💓 #دست_و_پاچلفتی
💓قسمت ۱۸
.
.-نمیدونم نظرشو...
-تو هم که با هیشکی حرف نمیزنی ولی اصن نگران نباش خودم برات حلش میکنم
-نه...نه...نمیخوام ابرو ریزی بشه
-ابرو ریزی چیه جوری عاشقش میکنم فک کنه خودش عاشقت شده
-نمیدونم چی بگم
-هیچی نگو...فقط بشین و تماشا کن خب بگو ببینم تو گوشیت چیا داری؟
-از چه نظر؟
برنامه های چت منظورمه
-هیچی..حوصله این برنامه ها رو ندارم...حس میکنم بیخودین...با کسی کار داشته باشم اس ام اس میدم یا زنگ میزنم
-خو همین کارا رو میکنی دیگه دختر زاپیات رو روشن کن برات تل بفرستم و بعدش تو گروه یونی اددت کنم
-نه..ممنون..نمیخوام
-اقا محسن جونتم هستا تو گروه
-اااااااجدا؟کو باشه پس
-عکس پروفایلتم یه عکس خوب از خودت بزاریا..امل بازی در نیاری گل پل بزاری
-نه عکس که نمیتونم بزارم...همه فامیلام هستن میبینن
-خب ببینن
-نه.نمیشه اصن
-خب اخر شبا بزار بعد بیا تو گروه حرف بزن بعدش عوض کن صبحا
-اخه ببینن چی
-خب حالا نمیخواد عکس بزاری...بعدا یه کاریش میکنیم من پروفایلم رو عکس دونفره کنار تو میزارم تا منو داری غم نداری
.
.
🍃از زبان مجید 🍃
.
این چند مدت خیلی گرفته بودم
هیچ چیزی خوشحالم نمیکرد
حوصله دانشگاه و کلاساش هم نداشتم
وقتی یه زوج تو خیابون میدیدم با هم راه میرم آتیش میگرفتم
نمیدونستم باید چیکار کنم؟
نمیدونستم عیب و ایرادم چیه که به چشم مینا نمیام
.
کارم شده خوندن دعاهای حاجت و سریع الاجابه برای اینکه دل مینا به سمتم بیاد و دوستم داشته باشه
خدایا کمکم کن
((دل گفت وصالش به دعا باز توان يافت
عمريست كه عمرم همه در كار دعا رفت))
تو همین حس و حال ها بودم که صدای پیام تلگرامم اومد
باز کردم دیدم نوشته
mina khanom joined to telegram
داشتم از خوشحالی بال میاوردم
خدایا شکرت
میدونستم از این به بعد راحت تر میتونم با مینا حرف بزنم.
رفتم براش نوشتم...
سلام دختر خاله.خوش اومدین به تلگرام
.
دیدم سریع انلاین شد و نوشت.
سلام...ممنونم داداش..
.((پیام دادم و گفتم بیا خوشم می دار
جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو
سعدی))
.
نمیدونستم واقعا باید چیکار کنم
اگه دوستم نداشت که کلا جوابم رو نمیداد.اونم اینقدر سریع
شاید اصن این داداش گفتناش از رو محبته.
مثلا الان اگه یه مرد غریبه بهش پیام بده دیگه داداش نمیگه که
.
این فکر و خیال ها تو سرم رژه میرفتن.
.
به قول یه بزرگی
.
((انتظار سخت است
فراموش کردن هم سخت است
اما اینکه ندانی باید انتظار بکشی
یا فراموش کنی
از همه سخت تر است...!))
💞ادامه دارد...
✍نویسنده؛ سیدمهدی بنی هاشمی
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2