eitaa logo
داروخانه معنوی
9.1هزار دنبال‌کننده
12.1هزار عکس
6.2هزار ویدیو
258 فایل
کانال داروخانه معنوی مذهبی ؛ دعا؛ تشرفات و احکام لینک کانال در ایتا eitaa.com/Manavi_2 ارتباط با مدیر 👇 @Ya_zahra_5955 #کپی_حلال تبادل وتبلیغ @Ya_zahra_5955
مشاهده در ایتا
دانلود
داروخانه معنوی
حکمت ۲۵۳ 🌺 روش سوگند دادن ستمکار(سیاسی،اقتصادی) 🎇🎇#حکمت۲۵۳ 🎇🎇🎇 ۲۵۳- وَ كَانَ ( عليه السلام ) ي
حکمت ۲۵۴ تلاش در انفاقهای اقتصادی(اقتصادی) 🌸اهمیت نیتها(اخلاقی،سیاسی) 🎇🎇 🎇🎇🎇 ۲۵۴- وَ قَالَ ( عليه السلام ) : يَا ابْنَ آدَمَ كُنْ وَصِيَّ نَفْسِكَ فِي مَالِكَ وَ اعْمَلْ فِيهِ مَا تُؤْثِرُ أَنْ يُعْمَلَ فِيهِ مِنْ بَعْدِكَ و درود خدا بر او فرمود: اي فرزند آدم! خودت وصي مال خويش باش، امروز بگونه اي عمل كن كه دوست داري پس از مرگت عمل كنند. 💠باهم نهج البلاغه بخوانیم «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ا༻⃘⃕࿇﷽༻⃘⃕❀ا شهرمـــٰان‌رنـــگ‌ تـــو را کـــم‌، ⇠بہ خُـــودش‌ دیـــده‌ و مـــن دیگـــر أز شهـــرم‌ و ایـــن‌حـــٰال‌وهـــوا‌ ۔۔۔۔ خَســـتہ شُـــدم⤹⤹ أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج🌤 «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1612069240-107571-760 (1).mp3
زمان: حجم: 3.6M
🌺 🔈 صوت: علی فانی 🙏 التماس‌دعای فرج «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
@emame_zaman1_2567118524.mp3
زمان: حجم: 19.8M
🔵 زیارت آل یاسین 🎙با صداے : علی فانے ⬅️ متن زیارت آل یاسین 📖 «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
. ثبت جزخوانی هفتگی قرآن به نیت سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عج) هم اکنون در گروه ختم قرآن https://eitaa.com/joinchat/170918372C42e49e2bdb وارد گروه ختم قرآن شوید و از جزهای باقی مانده انتخاب کنید. مهلت قرائت یک هفته
دعای توسل همگانی شبکه ۳
داروخانه معنوی
✍💞💞✍✍💞💞✍ 💓#رمان جذاب و نیمه واقعی 💓 #دست_و_پاچلفتی 💓قسمت ۳۰ . 🍃از زبان مینا🍃 . اعتقادات_محسن یه ج
✍💞💞✍✍💞💞✍ 💓 جذاب و نیمه واقعی 💓 💓قسمت ۳۱ . 🍃از زبان مجید🍃 . جلوی دانشگاه رسیدم... که دیدم مینا داره از درب دانشگاه بیرون میاد و انگار منتظر کسیه و مدام اینور و اونور رو نگاه میکنه و حواسش پرته.. میخواستم برم پایین ولی پاهام سست شد... قلبم تند تند میزد... استرس داشتم و حرفهام یادم رفته بود یه دیقه چشمهام رو بستم و حرفهایی که میخواستم بزنم رو با خودم مرور کردم. یه نفس عمیق کشیدم و رفتم پایین و به سمتش حرکت کردم. داشت داخل حیاط دانشگاه رو نگاه میکرد و حواسش به اینور نبود که از پشت سرش گفتم: -سلام دختر خاله -سلام..شما اینجا؟ -اومدم چند کلمه ای باهاتون حرف بزنم... . راستش فکر میکردم خیلی باید کلنجار برم تا قبول کنه حتی باهام حرف بزنه ولی در عین ناباوری دیدم خودش دوست داره سوار ماشینم بشه و بریم دور بزنیم واقعا ادم ها پشت گوشی و تو حقیقت باهم فرق دارن . . 🍃از زبان مینا🍃 . بعد از کلاس منتظر بودم که بیاد و باهم بریم بیرون... قرار بود امروز حرفهای جدی بزنیم... درباره ازدواج و خواستگاری و... رفتم جلوی در دانشگاه و منتظر بودم که یهو دیدم کسی از پشت سرم صدام میکنه.. از لحن صداش فهمیدم مجیده... واییی خدا این اینجا چیکار میکنه الان اگه محسن ببیندش چی؟ -سلام...شما اینجا؟ -اومدم چند کلمه ای باهاتون حرف بزنم... میخواستم جواب رد بدم ولی فکر کردم الاناست که محسن بیاد بیرون و درست بشه.. اخه گفته بود با مجید دیگه هم صحبت نشم ماشین مجید رو دیدم که یه گوشه پارکه برگشتم بهش گفتم _خیلی خب...فقط سریع از اینجا بریم... نمیخوام دوستام منو ببینن با شما. مجید کاملا گیج شده بود و نمیدونست باید چیکار کنه و سریع رفت در ماشین رو باز کرد تا سوار بشم و خودشم سوار شد و راه افتاد... -کدوم سمت بریم دختر خاله؟ -نمیدونم...فقط زودتر از اینجا بریم... -خب از اینجا که میریم ولی منظورم اینه رستوران بریم یا کافه یا... -هیچکدوم...تو مسیر حرفتون رو بزنید و هر وقت تموم شد بی زحمت من رو تا خونه برسونید...خب میشنوم...بفرمایین. . -والا نمیدونم چجوری شروع کنم ولی هدفم از اومدن اینه که میخواستم ببینم چرا شما با من سردی میکنید؟ . -آقا مجید فک کنم خانوادم به شما گفته بودم که ارتباطتون رو با من نزدیک نکنید.. درسته؟ -بله اما نه دیگه در حد دو تا غریبه -شما نامحرمید...چه انتظاری از من دارید؟؟ -خب من قصدم خیره -اقا مجید دخترها به مردی اطمینان میکنن که بتونن بهش تکیه کنن...شما شغلتون چیه؟؟ سربازیتون در چه وضعیه؟؟ اصلا مستقل هستید؟؟ به نظرم دنبال علت ها تو خودتون بگردید نه تو دیگران 💞ادامه دارد... ✍نویسنده؛ سیدمهدی بنی هاشمی «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2