eitaa logo
داروخانه معنوی
9.1هزار دنبال‌کننده
12.1هزار عکس
6.2هزار ویدیو
258 فایل
کانال داروخانه معنوی مذهبی ؛ دعا؛ تشرفات و احکام لینک کانال در ایتا eitaa.com/Manavi_2 ارتباط با مدیر 👇 @Ya_zahra_5955 #کپی_حلال تبادل وتبلیغ @Ya_zahra_5955
مشاهده در ایتا
دانلود
ا༻⃘⃕࿇﷽༻⃘⃕❀ا بـــرای حـــّل مشـــکلات ⇇بـــایـــد دســـت بہ دامـــن شـــد أگـــر دســـت بہ دامـــن شـــویـــم ↶حتمـــاً پیـــروز خواهیـــم شـــد؛↷ ولے دســـت بہ دامـــن شـــدنِ اســـمے نہ، ⇠⇠⇠واقـــعے ! خـــدا ایـــن‌هـــا را فـــرستـــاده تـــا بہ دســـت آن‌هـــا نجـــآت پیـــدا کـــنیـــم خصـــوصـــاً «امـــام زمـــانﷺ𔘓» که امـــامِ زنـــده‌هـــاســـت و دستـــور دارد تا در زمیـــن بگـــردد و نجـــات دهـــد ..⇉ «آیــــت‌اللّٰه‌جــــآودان𑁍» «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
داروخانه معنوی
عریضه و لیست اسامی شرکت کنندگان در پخت سمنو که در ضریح امام رضا جان انداخته شد
متاسفانه عکس طوری نیست که اسامی مشخص باشه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ا༻⃘⃕࿇﷽༻⃘⃕❀ا نمـــٰازت را سبــُـک نگـــیـــر؛ ⇠قـــرارِ عـــآشقـــانہ ا؎ســـت۔۔۔ ⇠⇠میــٰـان تـــو و کـــسے کہ ، ⇠⇠⇠هیـــچ‌وقـــت رهـــآیـــت نـــکـــرد.. «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
💞 💞 قسمت ۲۵ . صدای لااله الا الله گفتناش . من چی فکر میکردم و چی شده بود . از دفتر بیرون اومدم و نفهمیدم چجوری تا خونه رفتم توی مسیر از شدت گریه هام اطرافیان نگاهم میکردن . ای کاش میموندم اونروز تا ادامه حرفشو بزنه... . رفتم اطاقم ونامه رو اروم باز کردم . دلم نمیومد بخونمش . بغضم نمیزاشت نفس بکشم . سرم درد میکرد . نامه رو باز کردم . به_نام_خدای_مهدی سلام ریحانه خانم (همین اول نامه اشکهام سرازیر شد..چون اولین بار بود که داره منو با اسم صدا میزنه) این مدت که از من دلگیر بودید بدترین روزهای عمرم بود‌ نمیدونم اصلا از کجا شروع کنم. اصلا نمیخواستم این حرفها رو بزنم ولی دلم نمیومد نگفته برم مخصوصا حالا که منظور اون روزم رو بد متوجه شدید باید اعتراف کنم که این فقط شما نبودید که بهم احساسی داشتید بلکه من هم عاشقتون بودم از همون روزی که قلب پاکتون رو دیدم همون موقعی که تو حرم نماز میخوندید و من بی خبر از همه جا چند ردیف عقب تر نشسته بودم و گریه هاتون رو میدیدم وبه قلب پاکتون پی بردم حتی من خودم گفتم بهتون پیشنهاد همکاری تو بسیج رو بدن وقتی دیدم که با قلبتون چادر رو انتخاب کردید خیلی بیشتر بهتون علاقه پیدا کردم اما نمیخواستم شما چیزی ازاین علاقه بفهمید من عاشقتون بودم ولی عشقی بزرگتر نمیگذاشت بیانش کنم راستیتش من از کودکی با عشق شهادت بزرگ شدم و درست در موقعی که به وصال یارم نزدیک بودم عشق شما به قلبم افتاد حتی عشقتون باعث شد چندبار زمان اعزاممو عقب بندازم حق بدهید اگه بهتون کم توجهی میکردم...حق بدهید اگر هم صحبتتان نمیشدم چون نمیخواستم بهتون وابسته بشم و توی مسیرم تردیدی ایجاد بشه ریحانه خانم اگر من و امثال من برای دفاع نرویم و تکه تکه نشیم فردامعلوم نیست چی میشه.....همه اینهایی که رفتن و عشق یه نفری بودن همه یه چشمی منتظرشون بود همه قلب مادرها و همسراشون بودن پس خواهش میکنم درکم کنید و بهم حق بدید نمیدونم وقتی این نامه رو میخونید من کجا و تو چه حالی هستم اروم گوشه قبرم خوابیدم یا زنده هستم ولی از همینجا قول میدم اگه برگردم و قسمت بود حتما.... .اما اگه شهید شدم خواهش میکنم این نامه رو فراموش کنید و به کسی چیزی نگید و دنبال خوشبختی خودتون باشید. سرتون رودرد نمیارم مواظب خودتون باشید حلالم کنید....یا علی . ادامه دارد.... سید_مهدی_بنی_هاشمی . کپی_با_ذکر_منبع_و_اسم_نویسنده منبع👇 Instagram:mahdibani72 «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2