زن چنان عشق می ورزد که انگار هیچوقت نخواهد رفت.
اما روزی چنان می رود که انگار هیچوقت عاشق نبوده است !
میگفت زن ها تا آخرین لحظه میجنگن ؛ ولی وقتی یه چیزی براشون تموم میشه دیگه تموم شده.
امروز که تلاش نکردم چیزی رو به زور تغییر بدم، آدم خوشحالتری بودم؛ باید قبول کرد که زورمون به بعضی چیزا نمیرسه..
- منِاو .
-
‘ولی فقط دلم نبود که او را میخواست.
قطره
قطره
خونم بود؛ بند بند وجودم بود!
تک تک سلولهایم بودند و تنها مخالف در سراسر بدنم؛
مغز بیچاره ام بود.’