من و همسالانم جوانی نکرده پیر میشویم.
گفتم: آینده پاداش این مشقتها را خواهد داد.
گفت: سالهایی را که از دستمان رفته
چه کسی به ما پس میدهد؟
‘اگر تو نباشی، جهان همان جهان است؛ اما چیزی در آن کم است که هیچکس جز من نمیداند چیست.’
رنج او آنقدر طولانی شد که اطرافیانش به آن عادت کردند و از یاد بردند که او سخت در عذاب است.
آخر قصه،
هیچ کس از این دنیا چیزی با خود نمیبرد؛
جز ردپایی که بر دل دیگران گذاشته است.
شاید جاودانگی،
همین باشد.